البته منظور اين نيست كه در تحقيق الفاظ تلاوت تنها رسم عثمانى مورد اعتماد است ، ولى با وجود اين ، رسم مصحف اين توانايى را دارد كه از ميان قرائتهاى روايت شدهء موافق با رسم ، قرائت معينى را مشخص كند و نشان دهد كه كاتبان مصحف وقتى كلمه معينى را مىنوشتند آن قرائت را اراده كرده بودند .
سخن آخر اينكه رسم مصحف به صورتى كه امروز در مصاحف مىبينيم به گونهاى است كه هر كس قرائت و كتابت را تا حدّ مناسبى خوانده باشد ، مىتواند آن را بخواند و دچار اشتباه نشود ، با اينكه در قرائت چيزى بيشتر از متحرك يا ساكن بودن حرف وجود دارد كه كتابت آن را نمىرساند و بايد قاريان آن را ضبط كنند و با همه اينها رسم عثمانى با كتابت ما چه در هجاى كلمات و چه در علامتهاى حركات ، اختلافى ندارد جز در چند كلمه شناخته شده كه در هجاى آن حرفى زايد يا ناقص شده است و دانشمندان رسم و ضبط ، اين موارد را با علامتهايى مشخص نمودهاند و كسى كه آنها را بشناسد گمراه نمىشود . من معتقد نيستم كسى كه بدرستى اراده كند كلام پروردگار جهانيان را قرائت كند ، دشواريهايى در رسم مصحف كه در دست مردم است پيدا نمايد . آن هم پس از تلاشهاى فراوانى كه علماى پيشين در خدمت به متن قرآن كريم به عمل آوردهاند .
و شايد رسيدن بحث به اين مرحله به من اجازه بدهد كه دو پيشنهاد مطرح سازم كه اميدوارم در انجام گرفتن آنها فايدهاى داشته باشد .
اول : در بررسى املاى عربى كه امروز ما با آن مىنويسيم در جهت رابطه آن با رسم مصحف ، تجديد نظر شود چون اين املاء در مرحلهاى پس از رسم عثمانى است . اين بررسى ما را قادر مىكند كه پديدههاى هجايى مصحف را بهتر بفهميم ، به اضافه اينكه اين فرصت را مىدهد كه تاريخى را كه به واقعيت كتابت عرب نزديكتر است بنويسيم .
دوم : اهميت دادن به مصحفهاى خطى و كتابهاى قديمى و سندهاى خطى با تمام شكلهاى آن و در تمام زمانها . اين كار علاوه بر اهميّت علمى كه دارد ، روش رسم كلمات را نشان مىدهد و يك ماده حقيقى است كه مىتوان از لابلاى آن مراحل تطوّر صورتهاى هجايى كلمات را به دست آورد و تاريخ كتابت عربى را تدوين كرد و شايد بارزترين مظاهر اين اهتمام ، اين باشد كه پژوهشگران از آنها آگاهى يابند و آنها را بخوانند ، چه اين
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 687
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٦٨٧