فراهم كرد كه لغت و كتابت عربى ، جهانى باشد و هر مسلمانى به آن افتخار كند .
پس از بيان نتايج بحث ، در اين فرصت كوتاه ، ناچار هستم بر مطلبى كه دانشمندان گذشته و حال بر آن اجماع كردهاند ، تأكيد كنم و آن وجوب محافظت بر رسم مصاحف عثمانى در نسخه بردارى و چاپ مصاحف است ، نه از آن جهت كه اين رسم توقيفى است ، چون توقيفى بودن آن تا آنجا كه من مىدانم ثابت نشده است و شواهد گواهى مىدهد كه صحابه قرآن را مطابق با كتابت زمان خود كه در تمام امور زندگى خود به كار مىبردند ، نوشتهاند ، بلكه از آن جهت كه :
اولا : قرآن يك اثر پاك در دستهايى پاك است و خوانندهء قرآن از لابلاى آن گرمى نفسهاى صحابه را حس مىكند و مىبيند كه آنها قرآن كريم را در چهارده قرن پيش براى اولين بار در مصاحف مىنويسند .
ثانيا : رسم عثمانى يكى از شرايط سه گانهاى است كه در هر قرائتى بايد محقق شود تا آن قرائت صحيح شناخته شود و خواندن با آن جايز باشد . اگر ما هجاى بعضى از كلمات رسم را تغيير بدهيم ، ركن مهمى از اركان قرائت صحيح از بين مىرود و اين به اخلال يا تضييع قرائت منجر مىشود و محافظت بر هجاى كلمات به آن صورت كه در مصاحف عثمانى آمده ، مانع از ضبط مصاحف ، مطابق با هر يك از قرائتهاى صحيح نيست ، همان گونه كه در مصاحف چاپ شده در مصر كه به روايت حفص يا ورش چاپ شده است ، مىبينيم .
ثالثا : علاوه بر اينها گاهى رسم مصحف بر يك سلسله معانى دقيقى در زمينه بررسى لغت و كتابت و قرائت دلالت مىكند ، و اگر چنين باشد كه هر وقت روش كتابت كلمات در دست كاتبان تغيير يافت ، رسم مصحف هم تغيير پيدا كند ، از پژوهشگران معانى بسيارى فوت مىشود كه مىتوانستند آنها را از صورتهاى هجايى كلمات در رسم مصحف ، استفاده كنند ، مثلا رسم كلمه ( العلماء ) در سوره فاطر ( 35 / 28 ) « انما يخشى اللّه من عباده العلمؤا » با واو به جاى الف ، دلالت دارد كه صحابه وقتى اين را مىنوشتند آن را با ضمه قرائت مىكردند . همچنين نوشتن همزه در رسم عثمانى ، به طور كلى بر قرائت به روش تسهيل دلالت دارد و موارد ديگرى از پديدههاى نوشتارى .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 686
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٦٨٦