خواهد بود . « 1 »
عرض نمودم ، ديگر چه ؟ فرمودند :
كسى كه بر من نماز خواند ، همو قائم پس از من خواهد بود . « 2 »
عرض كردم ، ديگر چه ؟ فرمودند :
كسى كه خبر دهد در آن هميان چيست همو قائم پس از من خواهد بود . « 3 »
و هيبتشان مانع آن شد كه بپرسم درون هميان چيست ؟
نامهها را به مدائن بردم و جواب آنها را گرفتم و همانگونه كه فرموده بودند ، روز پانزدهم به سامرا وارد شدم ، و به ناگاه صداى شيون از سراى امام عليه السّلام شنيدم و [ پيكر ] حضرت را در غسالخانه يافتم . برادرشان جعفر كذاب را در حياط ديدم كه شيعيان ، وى را بر درگذشت برادر ، تسليت و بر امامت تبريك مىگفتند . با خود گفتم : اگر اين شخص امام است كه امامت باطل خواهد بود ، زيرا مىدانستم كه او شراب مىنوشد و درون كاخ ، قمار مىكند و تار مىزند . پيش رفتم و تبريك و تسليت گفتم و او چيزى از من نپرسيد . آنگاه « عقيد » ( كنيز جعفر ) بيرون آمد و گفت : سرورم ! برادرت كفن شده است برخيز و بر وى نمازگزار . جعفر داخل شد و برخى از شيعيان مانند سمان و حسن بن على كه معتصم او را كشت و به سلمه معروف بود ، در اطراف وى بودند .
چون وارد حياط شديم ، حضرت حسن بن على عليهما السّلام را كفن شده بر
هامش
( 1 ) . من طالبك بجوابات كتبي فهو القائم من بعدي .
( 2 ) . من يصلّي علىّ فهو القائم بعدي .
( 3 ) . من أخبر بما فى الهميان فهو القائم بعدي .