ديده نشدن حضرت پس از ورود به خانه
يعقوب بن منقوش مىگويد :
بر امام حسن عسكرى عليه السّلام وارد شدم در حالى كه بر سكويى داخل حياط منزل نشسته بودند و در سمت راستشان اتاقى بود كه پردههاى آن آويخته بود ، و عرض كردم : سرورم ، صاحب الامر كيست ؟ فرمودند :
پرده را برگير . « 1 »
پرده را بالا زدم . پسربچهاى ، به قامت پنج وجب ، حدود 8 يا 10 ساله با پيشانى درخشان و رويى سپيد و چشمانى درافشان و دو كف ستبر و دو زانوى برگشته و خالى بر گونهء راست و گيسوانى بر سر بيرون آمدند و بر زانوى پدرشان حضرت ابو محمد عليه السّلام نشستند ، آنگاه امام عليه السّلام فرمودند :
اين ، صاحب شماست . « 2 »
سپس برخاستند و امام به آن حضرت عليهما السّلام فرمودند :
هامش
( 1 ) . إرفع السّتر .
( 2 ) . هذا هو صاحبكم .