صلوات مىفرستاد . گفتم : چه خبر ؟ گفت : آن جامه را ديدم كه زير پاى مولايم گسترده بود و روى آن نماز مىخواندند .
سعد مىگويد : خدا را شكر كردم و بعد از آن ، تا چند روز ، به منزل مولايمان مىرفتيم ولى فرزند گرامىشان را نزد آن حضرت نمىديدم . « 1 »
هامش
( 1 ) . شيخ صدوق ، همان ، باب 44 ، ح 21 ؛ نيز طبرى آملى ، همان ، ص 274 . ( به صورت مختصر نقل شده است ) .