تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
- عقل را از سر مىربايد و آتش شوق را در دل شعله‌ور مىنمايد . تا مىرسد به اين ابيات : - ولاى پيامبر چونان زرهى است كه بندگان را از تيرهاى هلاكت و بدبختى نگاه مىدارد و پيروزى به ارمغان مىآرد . - و پيامبر پيش از مرگ سفارش كرد كه پس از من مقام ولايت از آن على است . - پيامبر در روز غدير خم او را به امامت برگزيد و تنها اوست كه دشمنان را ريشه‌كن مىگرداند . ياد غدير در ديگر اشعار او نيز وجود دارد كه از آن‌همه به ابيات فوق اكتفا شد .

شاعر را بشناسيم

وى ابو محمّد عبد اللّه ، پسر محمّد ، پسر حسين ، پسر محمّد شويكى خطى است كه از شيخ ابراهيم ، پسر شيخ على بلادى كه ذكرش گذشت ، تلمّذ كرده ، و نيز از شيخ ناصر ، پسر حاج عبد الحسن بحرانى دانش آموخته است . گرچه در ادبيات و شعر هنرنمايىهايى كرده و گامهاى بلندى برداشته است ، اما بايد گفت كه شعرش از نمونه‌هاى متوسط به حساب مىآيد . كتابى در احوال معصومان عليهم السّلام دارد و ديوانى در ستايش پيامبر و خاندانش به نام جواهر النظام ، و نيز ديوان ديگرى در مراثى اهل بيت عليهم السّلام دارد كه به مسيل العبرات و رثاء السادات معروف است . او از اين دو ديوان ، در ظرف چهار روز ، قصايد زيادى استخراج كرد و ديوانى فراهم آورد و آن را در سال 1149 به استادش علامه آقا محمّد ، پسر آقا عبد الرحيم نجفى اهدا كرد . اين ديوان ، گزيدهء اشعار اوست شامل پنجاه قصيده ، با وزنها و قافيه‌هاى گوناگون در مدايح و مراثى پيامبر و خاندان او كه درود خدا بر آنان باد ، چنان كه شاعر در آن ، عباس پسر امير مؤمنان على عليه السّلام ، قاسم و عبد اللّه پسران امام حسن عليه السّلام ، على پسر امام حسين عليه السّلام و عبد اللّه فرزند شيرخوارهء او را مرثيه گفته و براى هريك قصيده‌اى سروده است .