تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
- روزى كه خداى بزرگ حيدر عليه السّلام را به پيشوايى مردم برگزيد . - روز غدير كه شرافتش همچون آفتاب روشن است و حاجت به دليل ندارد . - و در روايت آمده است كه اى جوانمرد عالم ، تو تشنگان را از گواراترين آب سيراب خواهى كرد . - اين حديث را راويان از پيغمبر ، آن بهترين مخلوقات با مدرك و نص روايت كرده‌اند . شاعر در ابيات ديگر اين قصيده گويد : - جبرئيل امين پيام خدا را با سلام و درود به پيامبر اكرم ابلاغ كرد . - پيام اين بود كه هم‌اكنون حيدر را جانشين خود گردان و فرمانبرى از وى را واجب عينى اعلام كن . - پيش از آنكه اين مصاحب و يار خود را ترك بكنى ، برخيز و او را به مردم معرفى كن . - پيامبر گفت : فرمانبردارم ، و فرمان خدا براى من كافى و بسنده است . - مردم را در صحراى خم ، آن سرزمين ناهموار ، فراخواند و فرمود : اى مردم ، بارها را بيفكنيد و توقف كنيد . - از جهاز شتران منبرى فراهم كرد و على ، پدر حسن و حسين عليهما السّلام را به نزد خويش فراخواند . - او را بلند كرد تا زير بغلهايش نمايان شد ، و نور و سپيدى آن از آفتاب و ماه فراتر رفت . - آنگاه خطاب به اصحاب فرمود : اى مردم ، از من پيام يك شخص ناصح امين را بشنويد . - اى اصحاب و ياران من ، آيا من از خودتان بر شما سزاوارتر نيستم ؟ همه گفتند : بىگمان تو چنين هستى . - بعد فرمود : هركس كه من رهبر و مولاى او هستم ، پس از من برادر و وصى من على مولاى اوست ، اين على كه دست در دست من دارد . وى نيز قصيدهء طولانى ديگرى به نام غزاله دارد كه در آن نبى بزرگوار صلّى اللّه عليه و آله را ستوده و اولش اين است : - اين آهويى است كه شيران را به كمند مىكشد و نورى فراتر از نور آفتاب دارد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 546 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى