صاحب حدائق در لؤلؤة البحرين ، از پدر دانشمندش نقل مىكند كه چون شيخ يوسف بن حسن بحرانى وفات يافت ، در مسجدى در بحرين به خاك سپرده شد . اتفاقا يكى از دو منارهء مسجد بر روى قبر اين شخص فروريخت و شيخ عيسى « 1 » كه از مزارش مىگذشت ، زنى را ديد كه در كنار آرامگاه او نشسته و از افتادن اين مناره تعجب كرده است . شيخ عيسى اين ابيات را مناسب حال گفت :
- زنى را ديدم كه لاحولگويان در هيأت پارسايان نشسته است و استرجاع مىكند ، او چه مىداند كه در آنجا چه كسى آرميده است .
- او را گفتم كه اى از تبار پاكان ، تو بيهوده از اين اتفاق تعجب مىكنى .
- اينجا كسى آرميده است كه كمال يوسفى داشت و آن مناره از هيبت او به خاك افتاد و سجده كرد .
هامش
( 1 ) . اين شخص يكى از افراد برجستهء آل عصفور و از خاندان شيخ فقيه متبحر ، شيخ يوسف ، صاحب حدائق است كه شاعرى توانا و اديبى بارع بود .