تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢
صاحب حدائق در لؤلؤة البحرين ، از پدر دانشمندش نقل مىكند كه چون شيخ يوسف بن حسن بحرانى وفات يافت ، در مسجدى در بحرين به خاك سپرده شد . اتفاقا يكى از دو منارهء مسجد بر روى قبر اين شخص فروريخت و شيخ عيسى « 1 » كه از مزارش مىگذشت ، زنى را ديد كه در كنار آرامگاه او نشسته و از افتادن اين مناره تعجب كرده است . شيخ عيسى اين ابيات را مناسب حال گفت : - زنى را ديدم كه لاحول‌گويان در هيأت پارسايان نشسته است و استرجاع مىكند ، او چه مىداند كه در آنجا چه كسى آرميده است . - او را گفتم كه اى از تبار پاكان ، تو بيهوده از اين اتفاق تعجب مىكنى . - اينجا كسى آرميده است كه كمال يوسفى داشت و آن مناره از هيبت او به خاك افتاد و سجده كرد .
هامش
( 1 ) . اين شخص يكى از افراد برجستهء آل عصفور و از خاندان شيخ فقيه متبحر ، شيخ يوسف ، صاحب حدائق است كه شاعرى توانا و اديبى بارع بود .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 542 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى