4 سيد على خان مدنى ( 1052 - 1120 )
- اميمه در شب سيزدهم ذيحجه ، همچون ماه عالمتاب يا برتر و درخشانتر از آن ، نمايان شد .
- وارد منى شد تا رمى جمره كند ، اما دلها را سنگباران كرد .
- او ره طاعت جست تا ثوابى كسب كند ، آيا كشتن مهمانان خدا اجر دارد ؟
- اگرچه كوشيد تا پاداشى كسب كند ، اما با اين حج انواع گناه و وزر را اندوخته است .
- نگاههايش حجاج را ، همچنانكه حاجيان قربانى مىكنند ، به كشتن داد .
- او تير نگاه مىانداخت و نمىدانست كه با اين تيرها چه خونها ريخته است .
- به خدا پناه مىبرم از مهر زيبارخى كه بر دل تيرى مىزند كه خود نمىداند .
- آن دختر سپيداندام بلورينساق كه باكره است .
- پندارى كه اين مايهء آرامش و نشاط است و او سرگرمكنندهء انسان . نه ، به خداى بيت و حجرالاسود كه چنين نيست .
- آرمان درونى و شيوهء تفكر من با او تفاوت دارد ، و چگونه به ياد او مىتوان آرام گرفت ؟
- هرگاه به او شكوه برم ، من از درد هجران گريه مىكنم ، و او با روگردانى از من