- آنگاه كه برق آسمانى ، شمشير خود را از غلاف بيرون كشد ، من از او در غدير بسيار نيكو سراغ مىگيرم .
- و اين غدير ، آبگير اشكهاى من است كه همچون دريايى ، از كثرت غم جارى است .
- غديرى كه ياد آن براى من بسى زيبا و خوش است ، چرا كه شوق و عشق كسى را در دل زنده مىسازد كه تشنگان معرفت را سيراب مىكرد .
- غديرى كه پيامبر برگزيدهء خداوند صلّى اللّه عليه و آله در آن ، لباس ولايت را بر اندام على عليه السّلام پوشانيد .
- و در ميان همهء مردم به پا خاست ، و در ضمن خطابهاى على عليه السّلام را وصى خود ناميد .
- آنگاه فرمود : من در ميان شما حديثى را به يادگار مىنهم كه گروهى آن را پشت سر نهادند و فراموش مىكنند .
- از اهل سقيفه ، جوانمردى ديده نمىشود كه از كشتن فرزندان او مبرّا باشد .
- آنان سبب ريختن خون زيد و يحيى و آن كسى هستند كه مشتاقانه قدم به ميدان گذاشت .
- اگر شمشير ستم از جانب آنها كشيده نمىشد و عهدشكنى روى نمىداد ، ديگر گنهكارى پيدا نمىشد .
- اى پدر حسن و حسين ، اميدوارم كه در كنار حوض كوثر به دست تو سيراب شوم .
- چه آنگاه كه در روز قيامت به پا خيزم ، شفيع واقعى تنها تو خواهى بود . « 1 »
شاعر را بشناسيم
سيد بزرگوار ، شمس الادب ، احمد ، پسر احمد ، پسر محمد حسنى انسى « 2 » ، يكى از بزرگان يمن ، و از ادبا و فضلاى آن سرزمين است . احوال او آنچنانكه بود ، ادامه نيافت ، چه زمانى كه امام مهدى لدين اللّه بر او خشم گرفت ، دستور داد او را به زيلع « 3 » ببرند و محبوس كنند . وى در آنجا زندانى بود ، تا به سال 1119 درگذشت .
هامش
( 1 ) . نسمة السحر : 1 / 247 . ( و )
( 2 ) . شرح حال پدرش سيد احمد پيش از اين گذشت .
( 3 ) . زيلع جزيرهاى در مرز حبشه است .