- با قامت و اندامى كه نيزههاى بلند و باريك در پيش آن شرم دارند ، قيامت عاشقان و شيفتگانش برپا مىشود ، بويژه آنگاه كه چهره بگشايد و رخسارهاش نمايان آيد .
اين شاعر ، در سن جوانى ، در ماه صفر سال 1079 در صنعا درگذشت و پدرش و ديگران او را رثا گفتهاند .
محبّى از او ياد كرده و او را ستوده و بسيارى از اشعارش را نقل كرده است كه از آن جمله ابيات زير است :
- نخستين بار كه بار سفر به اين جهان بستيم ، از هرجا كه آمديم ، به زودى بدانجا خواهيم شتافت .
- مردم اين جهان ، شتابان به دار بقا رهسپار گشتهاند ، و ما هم به دنبال ايشان كوچ خواهيم كرد .
- اين جهان منزلگه ما نيست ، منزلگاه راستين ما آخرت است .
- تو كه ما را از گردش زمانه بر حذر مىدارى ، كاشكى كه گوش شنوا داشتيم و خردمند بوديم .
- آدمى در اين دنيا ، آرزوهاى طولانى در سر مىپروراند ، و حال آنكه مرگ به سراغ همين انسان آرزومند مىآيد .
- زندگى دنيا در ظاهر شيرين و لذتبخش است ، اما چنانچه نيك بنگرى ، چونان حنظل تلخ و ناگوار است .
- دنيا انسان را از طاعت سازنده بازمىدارد ، و خدا هرگز از كردار انسان غفلت ندارد .
- اى دوست ، اين زندگى جاى عيش و لذت نيست . تو چه مىدانى كه مرگ چه وقت فرامىرسد ؟
- مرگ ، يكايك دوستان را از جمع ياران فرامىخواند ، و آنان نيز يكايك پاسخ مثبت مىدهند .
- اى انسان نادان كه در معاش تلاش مىورزى ، و خوردن و آشاميدن دلگرمت داشته است !
الغدير ( فارسى ) — صفحة 418
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤١٨