رنجور مىشوند .
- شگفتا كه ماه و درختان كشيدهقامت ، از ديدن او چنانند كه ماه سر در غروب مىكشد و دگرى متوارى مىگردد .
- چهرهء زيبايش هرجا كه درخشيد ، تيرگيها و تاريكيها را زدود و ملاحت زيبارويان را از چشم انداخت .
- با درخشيدن خود ، همهء غمها را از جان ما بسترد ، و با دميدن صبح ، ما را سيراب كرد .
- و تاريكيها همه از فروغش گريختند و زايل گشتند .
- اى آهوى زيبايى كه مقام بلند دارى ، و ما در حسرت وصالت اندوه مىخوريم .
- براستى آنجا كه اين پيشواى پاك ، حيدر آغاز حمله كند ، لشگر دشمن پا به فرار مىگذارد .
- اين امام مخلوقات ، ريشهء همهء كارها و شفيع مردم در روز هولناك جزاست .
- جوانمردى كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او وصى پيامبر و همسر فاطمه است .
- و در روزگار ، هرچه افتخار و نكوكارى است ، همه را با خود دارد .
- واى به حال كسى كه حتى براى يك بار به زيارت اين وجود گرامى كه برتر از ماه آسمان است ، نايل نشده باشد !
- خوشا به حال كسى كه يك بار به ديدار او نايل گشته است ! اى آن كسى كه سوار بر مركب رهسپار زيارت اويى ، بيابانها را درمىنوردى و درهها را پشت سر مىگذارى .
- هرگاه آرزو نمودى كه خداى آسمانها را خشنود سازى ، و از پس كورى به هدايت و رشاد برسى ؛ و در روزى كه همه تشنه خواهند بود ، از حوض كوثر سيراب گردى ؛ از راههاى دور به ديارى كه پناهگاه ولايت است ، روى آر .
- آنگاه كه با مزار على ولى اللّه رويارو شدى ، و محبت صراط مستقيم را فاش گرداندى و عرضه نمودى ، و ريسمان نيرومند الهى را مشاهده كردى ، و از پس سفر طولانى به مقصد نورانى گام نهادى ، ديگر شايسته نيست كه جز اندكى ، طعم خواب را چشى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٣٧