دروغپردازانى است كه پيش از اين « 1 » از او ياد كردهايم و صحاح و سنن از اين دروغهايى كه راويان تبهكار در فضيلت اين مرد بافتهاند ، خالى است .
حافظ نسائى صاحب سنن ، وارد دمشق شد و مردم آنجا از او خواستند كه پارهاى از فضايل معاويه را برشمرد . او گفت : آيا كفايت نمىكند كه هركس بيايد و از فضايل او سخن گويد ؟ همه برخاستند و او را زدند و از مسجد جامع بيرونش كردند . همو نقل مىكند : مرا به مكه بردند و از آنجا نيز بيرون كردند . وى در آنجا مريض شد و همانجا كشته و شهيد شد . « 2 »
ابن تيميه مىنويسد : گروهى فضايلى براى معاويه نقل كرده و احاديثى از پيغمبر در آن باره روايت نمودهاند كه همهء آنها دروغ است . « 3 »
فيروزآبادى در پايان كتاب سفر السعادة و عجلونى در كشف الخفاء ، در باب فضايل معاويه نوشتهاند : حديث صحيحى در اينباره وجود ندارد . « 4 »
عينى در عمدة القارى مىنويسد : هرگاه بگويى كه در فضايل معاويه احاديث فراوانى هست ، گويم آرى ، و ليكن طرق اسناد هيچيك از آن احاديث صحيح نيست . اسحاق بن راهويه و نسائى و ديگران نيز همين مطلب را ذكر كردهاند و بيهوده نيست كه بخارى عبارت « باب ذكر معاويه » را آورده و نگفته « فضيلت و يا منقبت معاويه » .
شوكانى در الفوائد المجموعة مىنويسد : حافظان حديث ، همگى اتفاق دارند بر اينكه هيچ حديثى در فضيلت معاويه صحت ندارد .
آرى ، غلوى كه در دوستى اين مرد به عمل آمده ، موجب شده كه فضايل دروغينى براى او بسازند كه ساحت اقدس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منزّه و پاك است از اينكه چيزى از آن قبيل بفرمايد ، بلكه اين احاديث به دست بافندگانى بافته و ساخته شده كه چهرهء انسانيت از قبول آن سرباز مىزند . محمّد بن عبد الواحد ابو عمر ، غلام ثعلب ، رسالهاى در فضايل اين
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 5 / 249 .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 11 / 124 . تفصيل قصهء نسائى خواهد آمد .
( 3 ) . منهاج السنة : 2 / 207 .
( 4 ) . كشف الخفاء 420 .