در حضور او رونق گرفت ، و در زمان او اشرار و ستمپيشگان بر صالحان و نيكان امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله تسلط پيدا كردند .
او اول كسى است كه اقدام به انتقال منبر رسول اللّه از مدينه به شام كرد ، و آنگاه كه منبر را حركت مىدادند ، خورشيد كسوف كرد و او منصرف شد . « 1 »
او اول كسى است كه خلافت اسلامى را به بدترين حكومت و سلطهگرى زشت تبديل كرد .
او اول كسى است كه پادشاهى و تفاخر را با پوشيدن لباس ابريشم و حرير رواج داد ، در ظرفهاى طلا و نقره نوشابه صرف كرد ، و بر مركبهاى آراسته به طلا و نقره سوار شد .
او اول كسى است كه ادعا داشت امير المؤمنين است ، در حالى كه به آواز غنا گوش مىداد ، به طرب برمىخاست و به خنياگران صلهها مىداد .
او اول كسى است كه با جانشينكردن پسر تبهكار خودش كه بىپروا فساد مىكرد و نماز را ترك مىنمود ، دين خدا را به بازى گرفت .
او اول كسى است كه به حرم امن الهى ، مدينهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هجوم آورد ، مردم آنجا را بيم داد و حرمت اينبارگاه مقدس را نگاه نداشت .
اينها و نظاير اينها ، جرايم و جناياتى است كه معاويه در ارتكاب آنها گوى سبقت از ديگران ربوده است . « 2 »
پس آيا درست است و امكان دارد كه از مصدر نبوت دربارهء چنين طاغوت نابكارى كلمهء تعريف و ستايشى صادر شود ، يا از دهان پيامبر عدل و حق و صدق ، واژهاى كه بيانگر ثناى وى باشد ، خارج شود ؟ نه ، هرگز چنين چيزى ممكن نيست ، بلكه پيامبر گرامى ، بزرگترين شخصيتى است كه چنين انسانى را با آنهمه جرايم نكوهش مىكند .
چرا كه اين مرد ، سرسختترين دشمنان آن بزرگوار هم در جاهليت و هم در اسلام بوده است . هرگاه آن حضرت كوچكترين كلمهاى در ثناى معاويه فرموده بود - كه پيغمبر
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 45 .
( 2 ) . ر ك : اوايل سيوطى ؛ تاريخ الخلفاء سيوطى ؛ محاضرة الاوائل سكتوارى .