بزرگوار از چنين تصورى منزّه است - اين نوعى ترويج از باطل ، نوعى اجازه دادن به گناه و بزرگترين اهانت به حق محسوب مىشود .
عبد اللّه بن احمد بن حنبل گفته است : از پدرم دربارهء على و معاويه پرسيدم ، گفت :
بدان كه على دشمنان بسيار دارد و هرچه دشمنانش خواستهاند در او عيبى بيابند ، موفق نشدهاند . پس دور كسى جمع شدهاند كه با او محاربه و جنگ كرده است و او را در حيله و مكر بر عليه على تحريك نمودهاند . « 1 »
حاكم گويد : از ابو العباس محمّد بن يعقوب بن يوسف شنيدم كه مىگفت : از پدرم شنيدم كه مىگفت : از اسحاق بن ابراهيم حنظلى شنيدم كه مىگفت : در فضيلت معاويه ، هيچ حديث درستى نيست . « 2 »
بخارى كه حديثى در ذكر مناقب معاويه نيافته ، بناچار آنجا كه از مناقب صحابه سخن گفته ، بابى در صحيح خود گشوده است به نام يادكرد معاويه ، رضى اللّه عنه ، و ابن حجر مىنويسد : اين خود دليل آن است كه فضايلى كه در خصوص معاويه نقل شده و اختلافى است ، هيچ اساس و صحتى ندارد و در فضايل معاويه احاديث فراوانى وارد شده كه هيچ يك طريق اسناد درستى ندارد و اسحاق بن راهويه و نسائى و ديگران هم بر اين عقيدهاند . « 3 »
اما مسلم و ابن ماجه نيز كه حديث صحيحى - كه در فضايل معاويه قابل نقل باشد - نيافتهاند ، در صحيح و سنن خود صفحهاى در مناقب صحابه آوردهاند .
ترمذى هم جز حديث « خدايا او را هدايتكننده و هدايتشده قرار بده و چنان كن كه به وجود او ديگران هدايت بشوند » را نقل نكرده و گفته است : حديث حسن غريب است ، و ما در همين كتاب « 4 » بطلان آن را ثابت كردهايم و آن حديث چنين ذكر شده است : « خدايا او را هدايت كن » . عمرو بن واقد اين حديث را به خود نسبت داده و اين عمرو يكى از
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفاء سيوطى 133 ؛ فتح البارى : 7 / 83 ؛ الصواعق 76 .
( 2 ) . اللئالى المصنوعة ، سيوطى : 1 / 220 ؛ فتح البارى : 7 / 83 .
( 3 ) . فتح البارى : 7 / 83 .
( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 373 .