افتند و آن نيز شناخت درست از قوانين دينى است كه اينجا و آنجا نزد دانايان يافت مىشود - و البته نه آنچه هيأت داوران الازهر عرضه مىكند - و نيز اين سرمايههاى زندگى ساز كه در كيش يگانهپرستى اسلام جايگزين گرديده و اين و آنان دو مانع نيرومند هستند در برابر آن سيلى كه بدين سوى روان است ، پس براى برابرى با كمونيستم و نبرد با آن ، چيزى تواناتر از دين و دانش و روشن ساختن انديشهء تودههاى مسلمان به يارى آن دو نيست و سرپرستان جوامع مسلمان بايستى در همين راه به كار برخاسته زمينهء دانش را گسترش دهند و قوانين دين را در همه جا برنامه گردانيده و با روح فرهنگ دينى ، انسانى را كه نادان آفريده شده از خواب بيدار ساخته و فرزندان ميهن گرامى را از كلامىهاى آموزشگاههاى ابتدايى تا عالى با آموختن دانشهاى نيكو پرورش دهند و قوانين دين مبين را اجرا نموده و دانايان شايسته را بزرگ بدارند و مردان سخنور و اندرزگوى را ارج نهاده حقوق ناتوانان توده را پاسدار باشند و كسانى را كه به يارى عائلهمندان مىشتابند همراهى كنند تا كشورشان در برابر مرام كمونيسم از پاى نيفتد .
خداوند زنده بدارد دانايانى را كه به كار برخيزند و سرپرستان آن جوامع اسلامى را كه به پاسدارى از بندگان خدا و كشور ايشان بپردازند .
بدينسان اى پيامبر تو همه را به راه راست بخوان و چنان كه دستور دارى پايدارى كن و پيرو هوسهاى ايشان مباش و بگو من به نامهاى كه خدا فرستاد گرويدم و دستور دارم كه در ميان شما ، دادگرانه داورى نمايم ، خداى يگانه پروردگار ما و شماست و پاداش كار ما بر ما و كار شما بر شماست ، ديگر هيچ حجت و گفتگويى ميان ما و شما نيست خدا ( در روز سزا ، براى داورى درست ) ميان ما جمع مىكند و همه به سوى او بازمىگرديم . « 1 »
در آغاز و انجام ، خدا را سپاس !
هامش
( 1 ) . شورى 42 / 15 .