تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

ادامهء مبالغه در فضايل ابو بكر

29 - پاسخ فرشته به دشنام‌گوى خليفه

يوسف بن ابو يوسف از زبان پدرش يعقوب بن ابراهيم قاضى و او از ابو حنيفه آورده است كه : چنين رسيده است كه مردى ابو بكر را دشنام داد و او بردبارى نمود و پيامبر نشسته بود . سپس ابو بكر به پاسخ وى پرداخت و پيامبر برخاست و ابو بكر گفت : او كه به من دشنام داد ، برنخاستى و من كه پاسخش را دادم بلند شدى ؟ پيامبر گفت : فرشته‌اى به نمايندگى از تو پاسخ او را مىداد و چون تو خود به پاسخگويى پرداختى ، او برفت و من نيز برخاستم « 1 » . احمد نيز از طريق ابو هريره آورده است كه مردى ابو بكر را دشنام داد و پيامبر نيز نشسته بود و شگفت‌زده لبخند مىزد و چون آن مرد بسيار دشنام داد ، ابو بكر نيز كم و بيش به پاسخگويى پرداخت . پس پيامبر در خشم شد و برخاست و ابو بكر به او پيوست و گفت : اى پيامبر خدا ، او مرا دشنام مىداد و تو نشسته بودى و چون اندكى به پاسخ او پرداختم ، خشمگين برخاستى . حضرت گفت : با تو فرشته‌اى بود كه به نمايندگى از سوى تو پاسخ او را مىداد و چون پاره‌اى از سخنان او را پاسخ دادى ، اهرمن در ميانه افتاد و من
هامش
( 1 ) . الآثار 208 .