سايه برگشت و درهم شكست برخاست و اذان گفت و مردان هرچه نزديكتر به يكديگر صف بستند و پسران در پشت سر ايشان صف بستند و زنان پشت سر پسران صف بستند ، پس نماز را آغاز كرده ، پيش افتاد و هردو دست را بلند كرده و تكبير گفت و آنگاه سورهء حمد و سورهاى ديگر را - كه مىتوانست - بخواند . آنگاه تكبير گفته به ركوع رفت و سه بار گفت سبحان اللّه و بحمده . سپس گفت : سمع اللّه لمن حمده ( خدا مىشوند هركس او را بستايد ) و راست بايستاد و آنگاه تكبير گفت و به خاك افتاده سر بر زمين نهاد ، سپس تكبير گفته سر برداشت ، سپس تكبير گفته سر بر زمين نهاد ، سپس تكبير گفته برپاى خاست . پس در ركعت نخست شش بار تكبير گفت و چون برخاست تا ركعت دوم را آغاز كند تكبير گفت و چون نماز خويش بگزارد چهرهء خويش را به سوى تبار خود كرد و گفت : تكبير گفتن مرا داشته باشيد و ركوع و سجود را از من بياموزيد كه براستى نمازى كه رسول خدا در چنين هنگامى از روز براى ما مىخواند به همينگونه بوده است . « 1 »
13 - ابو حنيفه و ابو معاويه و ابن فضيل و ابو سفيان از ابو نضره و او از ابو سعيد آوردهاند كه پيامبر گفت : هركس در همهء ركعتها براى خدا حمد و نيز يك سورهء ديگر نخواند نمازش درست نيست چه از نمازهاى واجب باشد يا نه . « 2 »
14 - انس بن مالك گفت : پيامبر و ابو بكر و عمر قرائت را با اين فراز آغاز مىكردند :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
( ستايش خدا را كه پروردگار جهانيان است ) . « 3 »
15 - آوردهاند كه على بن ابو طالب گفت : از سنّت پيامبر است كه امام جماعت در دو ركعت نخست از نماز ظهر سورهء حمد را با يك سورهء ديگر در پيش خود آهسته بخواند و كسانى كه پشت سر اويند نيز خاموش باشند و در پيش خود بخوانند و او در ركعت ديگر سورهء حمد را در هرركعت بخواند و از خدا آمرزش بخواهد و او را ياد كند و در نماز عصر نيز چنين كند .
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 343 ؛ كنز العمال : 4 / 221 از عبد الرزاق و عقيلى ؛ المجمع ، هيثمى : 2 / 130 .
( 2 ) . احكام القرآن ، جصّاص : 1 / 23 .
( 3 ) . كتاب الام ، شافعى : 1 / 93 .