تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
- موسى خدا را به فرخندگى آنان خواند تا از رنج رهايى يافت و پروردگارش از سوى آن كوه با او سخن گفت . - چون چيزى را بخواهند ، دشوارىهايش آسان شود ، و آنگاه كه آشكار شوند ، دل روزگار از شكوهشان مىلرزد . - و شيران در بيشه به‌هراس مىافتند . - اگر آنان نبودند ، نه هيچ كشتيى روان مىگرديد و نه خداوند مردمان را مىآفريد . - بزرگ منشانى كه چون به ديدارشان روى ، به ميزبانى مىشتابند و اگر ياد از نيكى و بخشش در ميان آفريدگان شود ، - درياى بخشش ايشان سرشار است و پرريزش . - پدر آنان برادر پيامبر برگزيده طه و جان اوست و خود نيز شاخه‌اى از آن درخت هستند كه در سرزمين بزرگوارىها كاشته شده ، - و مادر آنان بانوى او فاطمهء زهراست . پدر سپهر سرفرازى است و مادر ، آفتاب . - و خود اخترانىاند كه برج بزرگوارى ، جايگاه رخ نمودنشان است . - نژادى تابناك دارند كه با احمد همچون درختى ريشه‌دار به‌همه‌جاى زمين كشيده شده و از او تا دورترين جايگاه‌ها بر رفته است . - از پرتو افشانى ذات الهى ، پرتو افشانىشان فزون شود ، اى آن نژادى كه همچون آفتاب سپيد و درخشان است ! - و اى آن بزرگانى كه شرفتان از فراز اختران برتر مىرود ! - بزرگ منشانى كه پرورش ايشان با پاكى و پاكيزگى بوده و از احمد گوهرى در آنان به جاى مانده است . - مادرشان فاطمهء زهرا است و پدر شير خدا . اگر سرفرازىهاى مردم را بشماريم ، چه كسى مانند آنان خواهد بود ؟ - دوست من ! اگر مىشنوى يك‌بار ديگر در اينها بنگر ! - على امير المؤمنين فرمانرواى آنان است و حسن و حسين شالودهء پرهيزگارىاند .