- به يارى رو يا روى پيامبر نيكو سفارش مىكنم فرزندم على و نيز آن عموى نيكو ، عبّاس را .
- و نيز حمزه آن شيرى را كه از تاخت بردن او مىترسند و نيز جعفر را تا گزند مردم را از او به دور دارند .
- و همهء هاشميان را سفارش به يارى او مىكنم كه براى اين پيكار با توده ، جنگ آزمودههايى را به كار گيرند .
- اى فداى شما باد مادرم و همهء زادگانش ! شما در يارى احمد و در پيشآمدهاى هراسانگيز همچون سپرها باشيد .
- از هرشمشيرى يارى بخواهيد كه روى آن صيقل يافته و در تاريكى شب ، گمان برى كه چراغ است « 1 » .
اين بود يك مشت از گزارشهاى بازگوگران حق و حقيقت ، كه سرگذشت نامهها به آگاهى ما مىرساند كه براى رعايت اختصار 40 گزارش بيشتر نياورديم كه اگر آنها را به آنچه از خاندان و كسان ابو طالب گزارش شده و ما نيز آورديم بيفزايى و آنها را در كنار داستانهايى كه واكنشهاى اين سرور مكّيان را مىنمايد به نهى و گواهيهاى آشكارى را هم كه در شعرهايش داده با اينها جمع كنى آنگاه مىبينى دلايل ما بر ايمان خالص و اسلام استوار او به صد هم مىرسد . اكنون آيا هيچ خردمندى راهى مىيابد كه از همهء اينها چشم بپوشد با آنكه هركدام از آنها به تنهايى بس است كه در اثبات مسلمان بودن كسى پشتوانهء ما قرار گيرد . آرى ، در كار ابو طالب رازى هست كه با هزار دليل هم ايمان او را ثابت نتوان كرد ! ولى ايمان ديگران را با يك نقل قول مجهول و يك ادعاى پوچ هم مىتوان ثابت كرد ! بخوان و داورى كن !
دربارهء دليلهاى يادشده ، گروهى از برجستگان فرقهء ما به گستردگى سخن راندهاند همچون شيخ مجلسى در بحار الأنوار « 2 » و استاد و پيشرو برجستهء ما ابو الحسن شريف
هامش
( 1 ) . ضياء العالمين از پيشواى ما فتونى و رك به ص 273 و 274 .
( 2 ) . بحار الأنوار : 9 / 14 - 33 .