تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
مىپنداشتند كه ابو طالب هم در بت‌پرستى مرده نه اينكه ايمان خود را پنهان داشته باشد . پس خداوند اين پندار را كه ابو طالب بت‌پرست بوده از ميان برد و پيامبر خود صلّى اللّه عليه و آله و آن سه تن نامبرده را از نسبت به خطا بر كنار داشت و فرمود : نه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و نه مؤمنان را نمىرسد كه براى بت‌پرستان آمرزش بخواهند ، هرچند از خويشان ايشان باشند . پس اگر كسى ابو طالب را كافر بخواند پيامبر را در اين كار لغزش كار شمرده با اينكه خداى تعالى گفته‌ها و كرده‌هاى او را از لغزش بر كنار شمرده الخ . . . « 1 » . ابو الفرج اصفهانى به اسناد از محمّد بن حميد آورده است كه گفت : پدرم مرا حديث كرد كه ابو الجهم بن حذيفه را پرسيدند : آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر ابو طالب نماز گزارد . گفت آن روز نماز كجا بود زيرا دستور اين‌گونه نماز پس از درگذشت وى رسيد . البتّه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر او اندوهگين شد و على را بفرمود تا به‌كار او برخيزد و خود بر جنازه‌اش حاضر شد و عبّاس و ابو بكر هم به مسلمانى او گواهى دادند . من نيز براستى سخن آن‌دو را گواهى مىكنم چون او ايمان خود را پوشيده مىداشت و اگر تا ظهور پيروزى اسلام زندگىاش مىپاييد ايمان خود را آشكار مىكرد . 40 - از مقاتل گزارش كرده‌اند كه چون قريش ديدند كار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بالا گرفت گفتند : نمىبينيم كه محمّد جز بر خودبينى خويش بيفزايد و راستى را كه او جز مردى جادوگر يا ديوانه نيست . پس باهم پيمان بستند كه چون ابو طالب بميرد همهء عشاير را براى كشتن او همداستان كنند ، اين گزارش به ابو طالب برسيد : پس هاشميان و هم پيمانان ايشان از قريش را گرد آورد و سفارش پيامبر را به ايشان كرد و گفت : هرچه اين برادرزاده‌ام مىگويد پدران و دانشوران ما گزارش آن را داده‌اند و راستى كه محمّد پيامبرى راستگوست و درستكار و سخنگو و راستى برترين شخصيت را دارد و جايگاه او نزد پروردگارش برترين پايگاه است دعوت او را بپذيريد و بر يارىاش همداستان شويد و از پيرامون حريم او دشمنش را با تير بزنيد زيرا او - تا پايان روزگار - سرافرازى جاودانهء شماست . سپس آغاز به گفتن اين سروده‌ها كرد :
هامش
( 1 ) . الحجة 68 .