تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
چنانچه شنيدى در مدينه نازل شده و از روايت نيز برمىآيد كه داستان مزبور در همان شهر روى داده است ، با آنكه ابو قحافه در آن روز مكّه بوده ، پس كى و كجا ابو بكر در آن هنگام كنار پدرش بوده كه با او كتك‌كارى بكند ؟ تازه كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دشنام مىدهد آيا شرط وجوب كشتن او آن است كه شمشير جلو دست شنونده باشد ؟ يا شرط نبودن آن پس از اين‌رويداد مقرّر گرديده ؟ يا اختصاصا دليلى بر شرط بودن آن در مورد ابو قحافه يافته‌اند ؟ اينها را از كسى بايد پرسيد كه گزاف‌گويى در فضيلت تراشى او را كور و كر ساخته ، راستى را كه آنان سخن نكوهيده و دروغ و بيهوده مىگويند ، مىگويند : آن از نزد خدا است ، ولى از نزد خدا نيست بر خدا دروغ مىبندند و خود نيز مىدانند .

هدف از بگومگو

من گمان نمىكنم كه اين دار و دسته ، دروغ مزبور را تنها در كارگاه بافندگى بىخبرى از زندگىنامه‌هاى مردمان بافته باشند و نه نيازى به مسلمان انگاشتن و نينگاشتن پدران مهاجران داشته و مقصودى از مسلمان شمردن پدر و مادر ابو بكر داشته باشند ، بلكه اين نغمه را از آن رو ساز كرده‌اند كه هميشه در كافر شمردن سرور مكّه و سر دودمان امامان ، ابو طالب پدر امير مؤمنان به هوچىگرى و عربده‌كشى سرگرم باشند و اين پس از آن بود كه نتوانستند به زشت‌گويى در پيرامون فرزند پردازند و ازاين‌روى تيرهاى نكوهش را به سوى پدر روانه كرده و بلكه - مانند حافظ عاصمى در زين الفتى - پدر و مادر هردو را به باد تهمت گرفتند و يكى از شاهكارهاشان براى همواركردن اين راه نيز آن بود كه زبان درازى به پدر و مادر پيامبر بزرگ را نيز روا شمردند تا جايى كه حافظ عاصمى كه در زين الفتى به روشنگرى وجوه همانندى ميان پيامبر و مرتضى پرداخته ، مىنويسد : از جهت پدر و مادر - در حكم و در نامگذارى - بايد گفت كه پيامبر با همهء نعمتهايى كه خداى تعالى ارزانى او داشت و با فراوانى نيكوييهايش دربارهء او باز هم قسمت او نكرد