فرشتگان سرپيچد و خداى تعالى چنان تقدير كرد كه در آخر الزّمان پيامبرى بيافريند كه بر پيامبران برترى يابد و او هم بهكورى چشم دشمنان ، شوهر تو است اى عايشه ! و آنگاه بر چهرهء خورشيد نام وزير وى را كه ابو بكر باشد بنگاشت . پس چون فرشتگان خورشيد را به او سوگند دهند به تكان مىآيد و به قدرت خداوند گردش خود را دنبال مىكند . به همينگونه هنگامى كه گنهكاران امت من بر آتش دوزخ بگذرند و آتش خواهد كه بر مؤمن بتازد . پس بهاحترام دوستى خداوند در دل او و بهجهت نقش نام او بر زبانش ، آتش هراسناك به پشتسر برمىگردد و در جستجوى ديگرى برمىآيد « 1 » .
امينى گويد : از چيزهايى كه مرا در سرگردانى فرو برده اين است كه آن چرخ گردنده را چرا دانشمندان هيأت قديم و جديد كشف نكردهاند بهخصوص با اين همه ادوات و ابزارهاى اكتشافى كه هيأت شناسان جديد دارند و پس از پيشرفت دانش و بالا گرفتن كار آن و پس از آن همه كشفيات چرا عقيدهء همه بر اين شده است كه زمين دور خورشيد مىگردد ؟
از روايت بالا چنان مىفهميم كه وقتى خداوند آن چرخ گردنده را بيافريد هنوز نيروى بخار به خدمت انسان در نيامده بود تا خداى سبحان نيز براى ايجاد كشش و حركت در خورشيد از بخار استفاده كند كه خورشيد ، خود را تحت فرمان و ارادهء فرشتگان نبيند و از هيچ مقامى شرم نداشته و همراه با چرخ گردنده برود و در اسرع اوقات خود را به همانجا كه مىخواهند گام نهد برساند . ولى شگفت آن است كه چرا خداى سبحان حتى پس از آن هم كه نيروى بخار كشف شد باز هم به جاى استفاده از فرشتگان ، بخار را بهكار نگرفت تا هزاران از آن موجودات كه دستهدسته دربند زنجيرههاى چرخ گردنده گرفتار شدهاند آزاد شوند و پى كارشان بروند و از رنج سركشى خورشيد كه هرروز به عنوان يك برنامه تكرار مىشود بياسايند .
و اينجا پرسشى هم هست كه نمىدانم كه پاسخ خواهد داد و آن اينكه ارادهء خداى
هامش
( 1 ) . عمدة التحقيق فى بشائر آل الصديق ، عبيدى مالكى ، حاشيهء روض الرياحين 184 ، يافعى چاپ مصر به سال 1315 به نقل از كتاب العقائق .