اين سخنان از پيامبر همچون دستورهايى مطلق و بىقيدوشرط است كه هرچه را موجب رضامندى و خشم فاطمه عليها السّلام بشود دربرمىگيرد حتى كارهايى كه مباح باشد زيرا چنانچه قسطلانى و حمزاوى در شرح بخارى احساس كردهاند او در اين مورد همچون پدر پاك خويش است و اين مىرساند كه زهرا عليها السّلام از چيزى خشنود نمىشود مگر خشنودى خدا در آن باشد و خشم نمىگيرد مگر بهسبب آنچه خدا را بهخشم آورد تا آنجا كه اگر او به سبب كارى مباح خشنود شود يا خشم گيرد در آن زمينه نيز دليلى شرعى وجود دارد كه موجبات خشنودى وى را جزء مستحبّات مىگرداند و موجبات دلتنگىاش را از مكروهات . پس هيچگاه چه در هنگام رضا و چه در هنگام غضب او انگيزهاى خودخواهانه و رنگى از هوس در حالت نفسانىاش نمىتوان يافت و اين است معنى معصوميتى كه آن لاف زن - ابن كثير - نمىپذيرد و با كور و كر نمودن خويش ، دلالت آيهء تطهير را - كه دربارهء او و پدر و شوهر و فرزندانش نازل شده - بر اين پايگاه او نديده مىگيرد : حق اين است كه خداوند مىخواهد آلودگى را از شما خانواده دور كند و شما را پاك و پاكيزه گرداند .
احاديث غلوآميز و يا قصههاى خرافى
و اين هم بحثهايى كوتاه است كه روحيات خليفه و منشهاى برتر او را در برابر ما مجسم مىكند . در اين ارزيابى شتابزده به همين اندازه كه مىآوريم اكتفا مىكنيم ، زيرا هر چند ما را به آخرين مرز پژوهش نمىبرد و نمىرساند باز هم توشهاى است كه كاوشگران را از حدود شخصيت خليفه آگاه مىسازد و ميزانى است كه بهوسيلهء آن مىتوان هم كسى را كه براى او دشمنى مىنمايد از دوست گزافهگويش بازشناخت و هم كسى را كه در شناساندن او پاى از مرز اعتدال بيرون نمىنهد از ديگرى كه بر وى بيداد مىكند . تا بتوانيم گزافهگويى در ثناخوانى بر وى را از زيادهروى در ستم بر او باز شناسيم
هامش
- اخبار الدّول كه در حاشيهء الكامل چاپ شده : 1 / 185 ؛ كنوز الدقائق ، مناوى 30 ؛ شرح مواهب ، زرقانى :
3 / 202 ؛ الاسعاف 171 ؛ ينابيع المودة 174 و 173 ؛ الشرف المؤبد 59 .