تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
در حقيقت بايد مرزى را كه دين ما راه نمىدهد تا كسى پاى از آن فراتر نهد ، بشناسيم ؛ زيرا البتّه گاه پيش مىآيد كه تندروهاى ناراست ؛ پاى به‌ميان مىنهند ، يا مىخواهند كسى را به ماندن در نادانيها آزمند گردانند و حقوق بايستهء يكى را از وى دريغ دارند ، ولى گروهى نيز آموخته شده‌اند كه سخن هركس را نپسنديدند ، بىدرنگ به غلوّ و تندروى بر آن نسبت دهند و سخت سرى كوركورانه بر آن مىداردشان كه بر هر چه در كام خويش خوش و سازگار نيافتند ، بتازند . بيشتر تندروىهايى كه به‌ناراست بر شيعيان امامى بسته‌اند ، از همين دست است كه چرا فضيلت پيشوايانى از خاندان پيامبر عليهم السّلام را بازگو كرده يا باور داشته‌اند ، باآنكه روايات مستند خودشان انباشته از همانها است و در نگاشته‌ها و گرد آمده‌هاشان به بازگوگرى آنها پرداخته‌اند . ولى كسى دامن به كمر نزده است تا ايشان را با جايگاهى كه درخور اين پيشوايان راستين است ، آشنا سازد و از پايگاه برترشان آگاه گرداند ؛ همان پايگاه بلندى كه مىتوان هم از قرآن كريم و هم از آنچه از پيامبر مانده ، آن را دريافت و هم از نگرش‌هاى درست و رويدادهاى آشكار و راستينى كه تودهء مسلمانان در پيرامون آن همداستانند - مگر كسانى پيدا شوند كه چشم را از ديدن و گوش را از شنيدن باز دارند و خود را به كرى و كورى بزنند ، يا مايهء دانششان كمتر از آن باشد كه به ارزيابى يك فلسفهء درست بپردازند ، يا از اينكه پديده‌هاى تاريخ را در مغز خود گرد آرند ، ناتوان بمانند ، چه رسد به آنان كه بردگى هوس‌ها را پذيرفته‌اند و از سر نادانى به پرتگاه سرگردانى و گمراهى سرنگون شده‌اند و هركس بگويد كه پيشوايان كيش ما از غيب آگاهند ، او را از تندروان گزافه‌گوى مىشمرند و به همين‌گونه اگر كسى بر آن برود كه آنان از آنچه در دل مردم مىگذرد ، خبر مىدهند ، يا مردگان با ايشان سخن مىگويند ، يا زبان مرغان و جانوران را مىدانند ، يا خداوند به درخواستشان مرده‌ها را زنده مىكند ، يا درخواست آنان در بهبود يافتن كور و پيس - و هربيمار ديگر - پذيرفته است ، يا به‌همين جهان باز مىگردند ، يا كارهايى مانند آن را كه ديگران نمىتوانند انجام دهند ، از ايشان سر زده - نيز رهسپار شدن براى ديدار از آرامگاه‌هاى آنان و چنگ زدن در دامان‌شان و افزونى و تبرك خواستن از خاكشان ، و