شما پوشانده شد ؟ !
- پس خود را در هردو حالت تكذيب كردى و فرق عسل را از زهر تشخيص ندادى .
- آيا جدّ تو ( ابن عبّاس ) راضى است به آنچه كه گفتى ؟ و روزى نبود كه او در شك و ترديد باشد !
- و او در صفين از حزب خاندان رسالت بود براى جنگكردن با گردنكشان و احزابشان .
- و مرگ از ساق پايش كشيده مىشد و جنگ با نوك نيزه و دم شمشيرها او را تهديد مىكرد .
- پس آمد چونكه على عليه السّلام او را با تشويق و تهديد فراخوانده بود .
- او را با دلايلش ، اختيار كرد اگر مردم به او جهت حكميّت راضى مىشدند .
- تا خلافت را به كسى بدهد كه اهليت دارد ، پس مردم او را براى حكميت نپسنديدند .
- و با مردم در تمام مدت زندگانيش نماز خواند ؛ حال آنكه على عليه السّلام در محراب بود .
- پس چرا جدّتان لباس خلافت را نپوشيد اگر سزاوارتر به آن بود ؟
- وقتى كه امر خلافت به شورا واگذار شد ، آيا جدّ شما از صاحبان شورا بود ؟
- آيا پنجمى ايشان بود يا ششمى آنان ؛ حال آنكه در برابر مؤسس شورا نمايان بود .
- و گفتهء تو كه شما پسران دختر او هستيد ؛ و ليكن پسران عمو به خلافت شايستهترند ؟ !
- پسران دختر نيز پسران عموى اويند و اين به انساب نبوّت نزديكتر است .
- پس در خلافت مخالفت را واگذار ، زيرا براى سوار شوندگانش رام نيست .
- و تو اهليت آن را ندارى كه فحص و كاوش از شأن خلافت كنى ، و تو پوشندهء لباس خلافت نيستى !
- و تو را خلافت فرا نگرفته ؛ مگر يك ساعت ، پس تو براى آن شايسته نبودى .
- و چگونه روزى به تو اختصاص پيدا كرد ؟ و حال آنكه تو مؤدب به آداب خلافت نبودى ؟ !
- و گفتى : شما كشندهء شيران اميّه در بيشههايشان هستيد .
- دروغ گفتى و زيادهروى كردى در آنچه كه ادعا كردى و خودت را از عيب جويى آن باز
الغدير ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٨