تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
- اى زينب ! به خدا سوگند كه فراموش نمىكنم حالتى كه دشمنان گوشه دامنت را مىكشيدند . - فراموش نمىكنم صورتت را كه با آستينت پوشاندى . - هنگامى كه خواستند ترا به اسارت برند پدرت و پس از آن برادرت را خواندى . - افسوس بر ناله‌هاى تو بر برادرت ، در آن حالى كه اعضايش مجروح بود و به تو مىنگريست . - او را از سر ناچارى مىخواندى ، چه سخت بود كه نمىتوانست ترا پاسخ دهد . - به خدا سوگند اگر پيامبر و داماد او در كربلا حضور داشتند ، - دشمنان نمىتوانستند هتك حرمت شما نمايند و ريسمانهاى خيمه ترا پاره كنند . - اى ديده اگر اشك مىريزى گريه‌ات براى سبط پيامبر باشد . - بر كشته‌اى كه بر او ظلم شده گريه كن ، بر كسى كه ملائكه افلاك بر او گريستند . - اى نفس حسين ! سوگند ياد كردى كه در هنگام امتحان ، بلا را با صبر تحمل نمايى . - اگر جد تو در طف مىديد كه گونه‌هاى خاك‌آلوده تو بر خاك گذاشته شده است ، - راه رفتن بر زمين هموار را هم نمىپذيرفت ، حال آنكه سم ستوران ترا پايمال كند . - خود را فداى تو مىنمود و آرزوى رهايى از مشكلات ترا مىكرد . - چون برتريت را ديدند ترا آزردند . آه از جنايتى كه بر تو روا داشتند . - تو آفتابى بودى كه از نورت روشنايى مىگرفتند و تو از افلاك هم برترى . - تو پناهگاه هربيمناكى بودى و تو دريايى بودى كه قبل از خواستن سيراب مىكردى . - به جسم تو گرمى آفتاب آسيبى نمىرساند چون خاك قبر تو از مشك بود . - اگر از آب فرات محروم شدى ، رحيق گوارا تشنگى ترا رفع مىكند . - اگر از نعمتهاى دنيا محروم شدى ، نعمتهاى دار بقا براى تو چند برابر است . - اگر زنان پاك‌سيرت از وحشت براى تو گريستند ، حور العين براى لقاى تو شادمان شدند . - ميانه روز گلگون پيراهن نشدى ، مگر اينكه شبانگاه سبزجامه بودى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 506 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى