- اى زينب ! به خدا سوگند كه فراموش نمىكنم حالتى كه دشمنان گوشه دامنت را مىكشيدند .
- فراموش نمىكنم صورتت را كه با آستينت پوشاندى .
- هنگامى كه خواستند ترا به اسارت برند پدرت و پس از آن برادرت را خواندى .
- افسوس بر نالههاى تو بر برادرت ، در آن حالى كه اعضايش مجروح بود و به تو مىنگريست .
- او را از سر ناچارى مىخواندى ، چه سخت بود كه نمىتوانست ترا پاسخ دهد .
- به خدا سوگند اگر پيامبر و داماد او در كربلا حضور داشتند ،
- دشمنان نمىتوانستند هتك حرمت شما نمايند و ريسمانهاى خيمه ترا پاره كنند .
- اى ديده اگر اشك مىريزى گريهات براى سبط پيامبر باشد .
- بر كشتهاى كه بر او ظلم شده گريه كن ، بر كسى كه ملائكه افلاك بر او گريستند .
- اى نفس حسين ! سوگند ياد كردى كه در هنگام امتحان ، بلا را با صبر تحمل نمايى .
- اگر جد تو در طف مىديد كه گونههاى خاكآلوده تو بر خاك گذاشته شده است ،
- راه رفتن بر زمين هموار را هم نمىپذيرفت ، حال آنكه سم ستوران ترا پايمال كند .
- خود را فداى تو مىنمود و آرزوى رهايى از مشكلات ترا مىكرد .
- چون برتريت را ديدند ترا آزردند . آه از جنايتى كه بر تو روا داشتند .
- تو آفتابى بودى كه از نورت روشنايى مىگرفتند و تو از افلاك هم برترى .
- تو پناهگاه هربيمناكى بودى و تو دريايى بودى كه قبل از خواستن سيراب مىكردى .
- به جسم تو گرمى آفتاب آسيبى نمىرساند چون خاك قبر تو از مشك بود .
- اگر از آب فرات محروم شدى ، رحيق گوارا تشنگى ترا رفع مىكند .
- اگر از نعمتهاى دنيا محروم شدى ، نعمتهاى دار بقا براى تو چند برابر است .
- اگر زنان پاكسيرت از وحشت براى تو گريستند ، حور العين براى لقاى تو شادمان شدند .
- ميانه روز گلگون پيراهن نشدى ، مگر اينكه شبانگاه سبزجامه بودى .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٦