زينتى را كه خدا براى بندگانش بيرون آورده و روزىهاى پاك و پاكيزه را حرام كرده . « 1 » و اين با حديثى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيده است جمع نمىشود : « آقاى خورشتها در دنيا و آخرت گوشت و آقاى مشروبات در دنيا و آخرت آب است » . « 2 »
و آنچه كه در روايت صحيحى از ابن عباس آمده از اينكه مردى نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اى رسول خدا ! من وقتى كه گوشتى گيرم آمد آن را در بين زنها تقسيم مىكنم و شهوت من تحريك مىشود ، بنابراين گوشت را بر خودم حرام كردم . پس خداوند تعالى نازل فرمود : « اى كسانى كه ايمان آورديد ! آنچه را كه خدا بر شما حلال كرده حرام نكنيد و تجاوز از حدّ نكنيد كه خدا متجاوزين را دوست ندارد . بخوريد از آنچه خدا روزى شما نموده و حلال و پاكيزه است . « 3 »
و بنا بر فرض كراهت در ادامهء خوردن گوشت ، پس آيا دو روز يا سه روز پىدرپى خوردن و ادامه دادن جرم و موجب تعزير و شكنجه به شلاق عمر است و آيا مفسده و زيان گوشت به مفسده و زيان شراب حرام مىرسد ، كه در آنوقت فاسدكننده دين و تلفكننده مال بوده باشد ! و اگر به اين رأى عمل شود در اصناف و اقشار مسلمين ، هر آينه واجب است كه شلّاق هيچگاه بيكار نباشد و مرتبا بر سر مسلمين فرود آيد .
83 - خليفه و يهودى مدنى
از ابو طفيل روايت شده كه گويد : من در نماز بر ابو بكر حاضر شدم ، سپس بر عمر بن خطاب جمع شديم و با او بيعت كرديم . چند روزى گذشت و به مسجد رفتوآمد مىكرديم و نزد عمر مىرفتيم تا آنكه او را امير المؤمنين ناميديم . در زمانى كه ما پيش او نشسته بوديم . ناگاه يك يهودى از يهوديان مدينه نزد عمر آمد . يهود خيال مىكردند او از فرزندان هارون برادر موسى بن عمران عليهما السّلام است ، تا آنكه در برابر عمر ايستاد و به او گفت : اى امير مؤمنان ! كداميك از شما داناتر به پيامبر شما و كتاب پيامبر است تا از او
هامش
( 1 ) . اعراف 7 / 32 .
( 2 ) . مجمع الزّوائد ، حافظ هيثمى : 5 / 35 .
( 3 ) . مائده 5 / 88 - 87 .