تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
گفتن به خبرى كه ما آن را روايت كرديم از طريق وكيع از سفيان ثورى از عامر بن شقيق از ابى وائل گويد : عمر مردم را جمع كرد ، پس با ايشان مشورت نمود در تكبير بر جنازه ميّت ، پس گفتند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هفت و پنج و چهار اللّه اكبر گفتند . پس عمر مردم را بر چهار تكبير جمع نمود . ه و طحاوى از ابراهيم نقل كرد كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت در حالى كه مردم در تكبير بر جنازه مختلف بودند . نمىخواستى كه بشنوى مردى مىگويد شنيدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هفت تكبير مىگفت و ديگرى مىگفت : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پنج تكبير مىگفت ، و ديگرى مىگفت : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چهار اللّه اكبر مىگفت ، مگر آنكه مىشنيدى . پس در اين امر مردم اختلاف كردند و به همين منوال بودند تا ابو بكر مرد . پس چون عمر متولى امر خلافت شد و اختلاف مردم را براين امر ديد ، جدّا بر او دشوار آمد . پس به سوى مردانى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرستاد و گفت : به درستى كه شما گروه اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وقتى در امرى اختلاف مىكنيد بر مردم ، كسانى كه بعد از شما مىآيند اختلاف مىكنند و وقتى اجتماع بر امرى كرديد مردم بر آن اجتماع و اتحاد خواهند نمود . پس تأمل كنيد كارى را كه اجتماع بر آن مىكنيد ! و مثل اين بود كه آنها را بيدار كرد . پس گفتند : خوب چيزى است كه آنچه ديدى و گفتى اى امير المؤمنين ! پس بفرما بر ما ! عمر گفت : بلكه شما براى من اشاره كنيد و راهنمايى نماييد ، چون‌كه من هم بشرى مانند شمايم ، پس امر را بين خود شور كردند و اجماع و اتحاد نمودند نظرشان را بر اينكه قرار دهند تكبير بر جنازه‌ها و اموات را مثل اللّه اكبر در نماز عيد قربان و عيد فطر چهار تكبير ، پس جمع شد نظرشان براين . « 1 » و عسكرى در اوليات و سيوطى و قرمانى گويند : به درستى كه عمر اوّل كسى بود كه مردم را بر چهار تكبير گفتن در نماز ميّت جمع كرد . « 2 » امينى گويد : آنچه از سنت و عمل صحابه ثابت شده در اختلاف عدد در تكبير بر
هامش
( 1 ) . عمدة القارى : 4 / 129 . ( 2 ) . تاريخ الخلفاء ، سيوطى 93 ؛ تاريخ ، قرمانى حاشيهء الكامل : 2 / 203 .