شاعر را بشناسيم
او ابو الفتح محمد بن عبيد اللّه ( عبد اللّه ) بغدادى معروف به ابن تعاويذى و سبط ابن تعاويذى است . اين شهرت به خاطر جدّ مادرىاش ابو محمد مبارك بن مبارك جوهرى ، معروف به ابن تعاويذى است كه در سال 496 ه در كرخ متولد شده و در جمادى الاول سال 553 ه فوت كرده و در مقبرهء شونيزيّه دفن شده است .
ابن تعاويذى در زمرهء شعراى طراز اول شيعه و نويسندگان چيره دست اين طايفه قرار دارد و عراق با شعر عالى و ادبيات نورانىاش احساس غرور مىكند ، چنان كه كتابها از گفتار نورانىاش منور و با عبارات خوشبويش معطر است و همهء كتب تراجم و رجال او را ستوده و فضايل آشكار و آثار فراوانش را يادآور شدهاند .
ياقوت حموى گفته است كه او در زمان خود ، شاعر معروف عراق بوده و در ديوان اقطاع در بغداد نويسنده بوده است و زمانى كه عماد كاتب اصفهانى در عراق بوده ، مدتى با او همنشينى داشته است . وقتى كه عماد به شام رفت و به سلطان صلاح الدين يوسف بن ايوب پيوست ، ابن تعاويذى با او مكاتبه داشت و ميان آنها مراسلاتى صورت گرفت كه برخى از آنها را عماد در الخريدة آورده است . « 1 »
ابو الفتح ، ابن تعاويذى در آخر عمرش به سال 579 ه كور شد و او را در اينباره اشعار زيادى است كه در آن از دوران بينايى و جوانىاش ياد مىكند .
او با سه قصيده « 2 » سلطان صلاح الدين را ستوده و آنها را از بغداد به سوى او فرستاده است و در يكى از آنها با قصيدهء ابو منصور على بن حسن ، معروف به صردر « 3 » كه اولش اين است : اكذا يجازى ودّ كلّ قرين ؟ . . . معارضه كرده است .
او در ديوان ، حقوق ماهانهاى داشت و وقتى كه كور شد ، خواست كه آن را به نام
هامش
( 1 ) . معجم الادباء : 7 / 31 .
( 2 ) . در ديوانش در مدح صلاح الدين يوسف شش قصيده است نه سه قصيده ، شايد از مجموع آنها سه قصيده را براى او فرستاده باشد .
( 3 ) . او ابو منصور على بن حسن كاتب شاعر ( م 465 ) است كه شرح حالش در بسيارى از كتب آمده است .