آورده است و براى حفاظ در تكذيب اين مرد و تضعيفش گفتار فراوانى است . « 1 »
76 - رسول خدا فرمود : پيرامون عرش گلى ديدم كه بر آن نوشته بود : محمد رسول خداست و ابو بكر صديق است .
ذهبى آن را از ساختههاى سرى بن عاصم ابى عاصم همدانى كذاب دانسته است . « 2 »
77 - از ابو الدرداء به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : در شب معراج در عرش خدا گوهر سبزى را ديدم كه در آن با نور سفيد نوشته شده بود : خدايى جز خداى يكتا نيست ، محمد رسول خداست و ابو بكر صديق است . طبرى افزوده است كه عمر فاروق است .
اين حديث از ساختههاى عمر بن اسماعيل بن مجالد همدانى كذاب ، خبيث و متروك الحديث است . « 3 »
دارقطنى آن را از دو طريق آورده كه يكى از آنها مربوط به عمر بن اسماعيل ياد شده است و ديگرى مربوط به سرى بن عاصم كذاب است ، و هردو طريق به محمد بن فضيل شيعى منتهى مىشود .
دارقطنى گفته است كه تنها ابن فضيل آن را از ابن جريح آورده است و فكر نمىكنم كسى غير از آن دو [ ابن عاصم و ابن اسماعيل ] آن را روايت كرده باشد . وى نيز آن را از طريق سرى در زمرهء احاديث واهى شمرده و گفته است : اين حديث صحيح نيست . « 4 »
خطيب آن را آورده « 5 » و سيوطى از او حكايت كرده و گفته است : اين حديث درست نيست و عمر كذاب است . « 6 »
78 - از عايشه آمده است : هنگامى كه پيامبر خدا ام كلثوم را به ازدواج عثمان درآورد ، به ام ايمن فرمود : دخترم را آماده كن و به عنوان عروس به خانهء عثمان بفرست و آرام
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 4 / 332 - 335 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 1 / 370 .
( 3 ) . به بحث « سلسلهء دروغگويان و حديث سازان » مراجعه شود .
( 4 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 154 .
( 5 ) . تاريخ بغداد : 11 / 204 .
( 6 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 160 . آنچه كه سيوطى از خطيب حكايت كرده در تاريخ بغداد نيست و شايد آن را در ديگر كتابهايش ديده باشد .