تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
الاعتدال او را آدم نادرستى خوانده و سپس اضافه كرده است كه اين كلام صحيحى است . اين حديث از طريق عبد الرحمن بن مالك بن مغول كذاب ، تهمت زننده و حديث ساز روايت شده است . 73 - از سعد روايت شده است كه پيامبر اكرم به معاويه فرمود : او محشور مىشود ، در حالى كه حلّه‌اى از نور كه ظاهرش از رحمت و باطنش از رضاست ، بر تن دارد و بدان در ميان مردم افتخار مىكند و اين نعمت به خاطر اين است كه او كاتب وحى بوده است . ذهبى آن را از اباطيل و دروغ‌هاى محمد بن حسن كذاب و دروغساز دانسته است . 74 - از عايشه روايت شده است : شبى وعدهء من با رسول خدا بود ، هنگامى كه در رختخواب قرار گرفتم ، به سوى آسمان نگريستم ، ستارگانى فراوان را ديدم و گفتم : اى رسول خدا ، آيا در اين دنيا كسى هست كه حسناتش برابر عدد ستارگان باشد ؟ فرمود : آرى . گفتم : كيست ؟ فرمود : عمر كه او حسنه‌اى از حسنات پدر تست . خطيب آن را از ساخته‌هاى برية بن محمد بيّع كذاب شمرده است كه در سلسلهء دروغگويان شرح حالش رفته است . آنگاه گفته است كه در كتابش به اين اسناد ، احاديثى كه از لحاظ متن جدا نادرستند ، فراوان وجود دارد . ذهبى در ميزان الاعتدال آن را ذكر كرده و آن را از ساخته‌هاى بريه به اسناد صحيحين [ صحيح مسلم و بخارى ] مىداند . ابن درويش حوت گفته است كه ابن جوزى گفته است : هر حديثى كه در آن آمده است : عمر حسنه‌اى از حسنات ابو بكر است ، ساختگى است . « 1 » 75 - از جابر بن عبد اللّه آمده است كه جنازه‌اى را خدمت رسول خدا آوردند تا بر آن نماز بگذارد ، حضرت بر آن نماز نخواند و فرمود : چون او دشمن عثمان بوده ، خدا دشمنش دارد . مقدسى آن را از ساخته‌هاى محمد بن زياد جزرى حنفى دانسته « 2 » ، و ذهبى در ميزان الاعتدال آن را از طريق عمر بن موسى ميثمى وجيهى كذاب و حديث ساز
هامش
( 1 ) . اسنى المطالب 278 . ( 2 ) . تذكرة الموضوعات 27 . نيز به بحث « سلسلهء دروغگويان و حديث سازان » مراجعه شود .