روحش ، و توسل به دو و طلب شفاعت از او ، و درخواست قضاى حوايج از ناحيهء خدا به وسيلهء او ، و تبرك جستن به مزار او با در برگرفتن و بوسيدنش ، و نيز به خاك افتادن در برابرش ، احترام و تعظيم مىنمودهاند .
پس اگر پندارهاى ابن تيميه و پيروانش درست باشد و اين گونه اعمال بدعت و گمراهى و غلو و يا شرك به شمار آيد و فاعل آن كارها از محدودهء اسلام بيرون رفته باشد ، پس در اين صورت ، از زمان صدر اسلام تاكنون ، جز جناب ابن تيميه و پيروانش مسلمانى وجود نداشته است .
بنابراين ، سزاوار است كه خوانندهء محترم اكنون از گفتار ديگر قصيمى آگاهى حاصل نمايد ، تا بداند كه ميان شيعه و ديگر مذاهب چهارگانه ، هيچگونه اختلافى دربارهء اين گونه مسائل مهم اسلامى وجود ندارد و اينها جزو مسائل مورد اتفاق ميان همهء مسلمانان است ، منتها نويسندگان مغرض آنان را بر عليه شيعه تحريك نمودند و آتش كينه و دشمنى را برافروختند و از اين رهگذر ، وحدت كلمه و اتحاد مسلمانان را گسيختند و با قلمهاى مسمومشان وحدت اسلامى را به خطر انداختند و به اختلاف در ميان مسلمانان دامن زدند ؛ آنان كسانى هستند كه خداوند بر دلهايشان مهر نهاده است و از هوسهايشان پيروى كردهاند . « 1 »
قصيمى در صراع گفتهء علامه امين را كه در قصيدهاى خاندان نبوت را ستوده ، آورده است :
- اگر دعا در كنار آن قبور به سوى خدا بالا مىرود ، نه در موارد ديگر ، چيز تازه و بدعتى نيست .
آنگاه اضافه كرده است كه اين سخن در نزد همهء مسلمانها با اختلاف مذهبىاى كه دارند ، از حرفهاى ارتدادآميز و كفر آشكار است و از خوارى به خدا پناه مىبريم . « 2 » اشعار قبل از آن چنين است :
- همچنين نماز در كنار قبور به عنوان تبرك به صاحبان قبور ، عمل ناپسندى نيست .
هامش
( 1 ) . محمد 47 / 16 .
( 2 ) . الصراع بين الاسلام و الوثنيّة : 2 / 648 .