تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
افرادى در آنها منظور محافظت و مراقبت سكونت دارند كه داراى جيره‌هاى ماهيانه هستند . آنگاه تفصيل آن مشاهد را آورده است . « 1 » شبراوى شيخ عبد اللّه شافعى ( م 1172 ) در كتابش الاتحاف بابى را اختصاص به اين مشهد مقدس داده و در آن زيارتش و گوشه‌اى از كراماتش و اختصاص دادن روز سه شنبه به زيارت را آورده و گفته است : بركات در اين مرقد شريف ديده شده و نسيم‌هاى بهشتى آن براى زيارت كننده پنهان نيست و سراسر آن مملو از حقيقت است ، و اعمال هم با نيت مىباشد . ابو الخطاب بن دحيه در اين‌باره رسالهء عالى و مفيدى دارد ، و استفتايى كه از قاضى زكى الدين عبد العظيم پيرامون همين مسئله كرده بود ، پاسخش را چنين دريافت كرد : اين مكان شريفى است و بركت آن براى همه معلوم است و اعتقاد در اين‌باره بسيار نيك و پسنديده است و السّلام . چقدر سزاوار اين مشهد شريف است شعر زير : - جانم فداى مشهدى باد كه ميان اسرار آن و ديگران ، پردهء نبوت آويخته شده است . - و رواق عزتى كه در آن شريف‌ترين بقعه‌اى قرار دارد كه عقل‌ها دربارهء آن حيرانند . - ناظران چشم‌هايشان را به خاطر شكوه و عظمتش مىبندند و به همين جهت انسان تأمل‌كننده ، ديده از آن برمىدارد . - ستارگان نسبت به مقام رفيعش حسادت مىكنند و ستارهء سماك اعزل « 2 » آرزو مىكند كه در جوارش باشد . - و مقامش چنان رفيع است كه بر خاكش بوسه مىزنند و پيشانى مىسايند . شبراوى در زمرهء كرامات آن بقعهء مباركه آورده است : مردى كه او را شمس الدين قعوينى مىگفتند و در نزديكى آن مشهد مقدس زندگى مىكرد و كارش علامتگذارى پرده‌هاى شريف بود ، به چشم‌هايش آسيبى رسيد و نابينا شد . او هرروز كه نماز صبح را
هامش
( 1 ) . رحلة ابن جبير 12 . ( 2 ) . يكى از دو ستارهء پاى اسد كه بىسلاح به نظر آيد . فرهنگ فارسى معين : 5 / 799 . ( و )