تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
قصيدهء ديگرى در ماتم عترت پاك سروده كه 66 بيت است و با اين ابيات شروع مىشود : - دانى كه رؤياى خيال‌انگيزش با چه جرأتى به ديدار معشوق آمد و از رقيب نهراسيد ؟ - از راه رسيد ، در شنلى از سياهى شب ، و از آن پيش جز در تاريكى شب به زيارت نيامد . - گويا مردمك چشم است كه جز در ميان سياهى مأوا ندارد . - ديدگان مرا با ديدگان او برابر نتوان كرد ، چه ديدگان من ساهر و شب زنده‌دار است و ديدگان او جادوى سحار . وى چكامهء ديگرى در ثناى امير مؤمنان سروده و در ضمن آن نيز ملك صالح را ستوده است با اين مطلع :
على كلّ خير من وصالك مانع * و فى كلّ لحظ من جمالك شافع « 1 »
و همو راست قصيده‌اى ديگر در 62 بيت كه ماجراى خلافت على امير مؤمنان را به نظم كشيده و در آن سيد الشهداء ، سبط رسول را در رثاء گفته و از ملك صالح بن رزيك و خدمات او نيز ياد كرده است با اين مطلع :
ألا هل لدمعى فى الغمام رسيل ؟ * و هل لى الى برد الغليل سبيل ؟
قصيدهء لاميه‌اى هم در 51 بيت دارد كه در ثنا و رثاى اهل بيت پاك و تابناك است .
هامش
( 1 ) . اين قصيده 72 بيت است .