صغير روايت كردهاند و او خود نيز به روايت از مبرد و ابن معتز و جز آن دو پرداخته است .
ابن خلكان مىگويد : ناشى ، دانش خود را از ابو سهل اسماعيل بن على بن نوبخت كه از متكلمان بزرگ شيعه است ، فراگرفت .
شيخ طوسى مىنويسد : ناشى در فقه بر مذهب اهل ظاهر بود و اهل ظاهر نيز طرفداران ابو سليمان ، داود بن على بن خلف اصفهانى ( م 270 ) هستند كه معروف به ظاهرى است . « 1 »
ابن نديم دربارهء ابو سليمان ظاهرى مىنويسد : وى اول كسى است كه ظاهر كتاب و سنت را سند قرار داد و غير آن را از رأى و قياس مردود دانست . « 2 »
ابن خلكان در تاريخ خود مىنويسد : ابو سليمان مذهب مستقلى داشت و پيروان بسيار كه به ظاهريه معروفند .
نجاشى در كتاب رجال خود براى ناشى ، شاعر ما فقط يك كتاب در امامت نام مىبرد ، ولى شيخ طوسى در الفهرست مىگويد كه او كتابهاى متعددى تأليف كرده است و در تاريخ ابن خلكان هم آمده كه ناشى صاحب تصنيفات زيادى است .
در كتاب الوافى بالوفيات مذكور است كه شعر او تدوين شده و مدايحش دربارهء خاندان نبوت ، قابل احصا نيست ؛ به همين جهت ، ابن شهر آشوب در كتاب معالم العلماء او را در عداد شعرايى نام مىبرد كه بىپروا از خاندان رسول دفاع مىكردهاند .
در معجم الادباء از قول خالع مىخوانيم كه ناشى معتقد به امامت اهل بيت بود و با سبك بديعى بحث و مناظره مىكرد . وى عمرش را در ثنا و ستايش اهل بيت به سر برده و به دوستى آنان سرشناس و معروف شده است و اشعارى كه در مدح آن خاندان سروده ، قابل احصا نيست . با وجود اين ، خليفهء عبّاسى ، الراضى باللّه را ثنا گفته و با او داستانها دارد ؛ براى ديدار كافور اخشيدى به مصر روانه شده و او را ثنا گفته است ؛ ابن خنزابهء وزير را مدح گفته و با او همدم بوده است ؛ ضمنا مديحهاى در ستايش بريدى
هامش
( 1 ) . الفهرست ، طوسى 89 .
( 2 ) . الفهرست ، ابن نديم 303 .