جامعى تأسيس يافته است و بالاخره در دوران امارت عبد الرحمن كخيا ، از امراى مماليك بناى مشهد حسينى تجديد سازمان يافته و آن در اواخر قرن گذشتهء ميلادى بوده است . بعد از آن به ايام خديوى سابق ، تمام ساختمان از پى برداشته و تجديدبنا شد .
از بناى قديمى تنها همان قبهاى كه بر فراز مقام امام است ، باقىمانده ، چنانكه امروز مشاهده مىكنيم ، و اين همان جامع معروف است كه به نام سرورمان حسين « جامع سيدنا الحسين » شهرت دارد . « 1 »
ولادت و وفات ، مدايح و مراثى
ملك صالح به سال 495 پا به جهان نهاد و فقيه عمارهء يمنى كه شرح حالش بيايد ، با قصايد فراوانى كه در كتابش النكت العصرية درج شده ، او را ثناگستر بوده است ، از جمله :
- هرآن درخشى كه هويدا شود وانهيد ، جز درخشى كه بر بارگاه او پرتوافكن شود .
- به بارگاه صالح بشتابيد و نام او را كه شنيديد ، نام دگران را فراموش سازيد .
- بدين درگاه به آرزوى مال و منال مپوييد و عظمت و شخصيت را زير پا مگذاريد .
- از اينبارگاه ارجمندى و افتخار بجوييد كه هريك به فراخور مقدار خود كامياب گردد .
و در شعبان سال 505 با قصيدهء ديگرى به ستايش صالح پرداخته و چنين سروده است :
- چكامهام از سرزمين حجاز به پابوست آمد ، كتاب و سنت با ترنمى خوش انگيزهء شتابش بود .
- اگر از رنج را هم پرسى ، بدان كه آرزويم به خواب نرفت و اميدم به خطا نپيوست .
- آبهاى گنديده گوارا نشد و در آبشخور سفلگان بار نيفكندم .
و نيز در ستايش او گفته است :
- پندارى سوز و گداز از سر گرفتم ، از آن دم كه راه هجران گرفتى ؟
- جفا و هجرانت آرامش خاطرم گشت ، چه سردى هجران سوز دل را فرونشاند .
- ديگرم از پس چهل سال كه شادابى عمر گذشت ، عشق و دلدادگى قبيح است .
هامش
( 1 ) . تاريخ مصر الحديث : 1 / 298 .