- محمد ، خاتم رسولان است : حكيم عرب « قس » و امير عرب « ذى يزن » مژدهء رسالتش گفت .
در اين قصيده گويد :
- به دامنش چنگ زن كه ذخيرهء دنيا و آخرتت اوست و نيز ابو الحسن ، على مرتضى ، آن هدايتگر خلق .
- وصى او ، جانفداى او و نگهبان و ياورش از كيد دشمنان .
- در روز غدير رسول خدا سفارش او را كرد نه ديگرى را ، همگان شاهداند .
- فرمود : اين است وصى من ، جانشين من و دانشمند فرايض و سنن .
- گفتند : پذيرفتيم و چون درگذشت ، هنوز جنازهاش بر زمين بود كه راه خيانت گرفتند .
( 4 ) در قصيدهء ديگرى كه 27 بيت است ، چنين سروده :
- من پيرو على باشم : در ستيز با دشمنانش و مهر كيش با دوستانش .
- من پيرو على باشم كه به روزگار ، گرد پستيها نگرديد .
- بندهء ساقى كوثرم كه به رستاخيز دوستانش را آب حيات بنوشاند .
- بندهء حلال مشكلاتم كه هرصعب و دشوارى در برش سهل و آسان است .
- آن كه چونان فارس يليل « 1 » را به خاك افكند و فرشتگان آواى تكبير برآوردند .
- سرورى كه خدايش برگزيد و به برادرى رسولش بركشيد .
- سوگند كه در شب هجرت ، تنها او برخى و جانفداى رسول حق گشت .
- به جان خودم كه در روز غدير خم جز او را لايق وصايت نديد .
هامش
( 1 ) . لقب عمرو بن عبدود عامرى است كه از سواران و شجاعان مشهور قريش بود و در جنگ خندق به دست امام على عليه السّلام كشته شد . ( و )