- بويژه آن روز كه رسول خدا با لشكر اسلام روانهء تبوك شد و تو از دنبال به دو پيوستى .
- همان روز كه برخى گفتند : خاطر رسول خدا از على آزرده است و تو به خدمت رسيدى كه حقيقت برملا شود .
- رسول خدا در پاسخ تو فرمود : مگر خشنود نيستى كه خلاف ميلشان من و تو چون موسى و هارون باشيم ، اگر تن دردهند .
- اگر بعد از من نبوتى بود ، همچنانكه خليفهء منى ، شريك در نبوت من بودى .
- ولى من خاتم پيامبرانم و تو جانشين منى ، اگر سر به اطاعت آورند .
- تويى خليفهء رسول اكرم ، از آن روز كه با تو به راز نشست در برابر همهء مردم .
- ديدند كه تنها تو براى شنيدن اسرار شايسته بودى و البته ، اين خدا بود كه راز قرآن را به تو مىآموخت .
- منتها از دهان احمد با تو سخن مىگفت و كينهوران شاهد و ناظر بودند .
- تويى خليفهء رسول از روز « دعوت عشيره » ، با آنكه پدرت هم در آن جمع بود .
- و از روز غدير خم و البته ، روز غدير بهانهاى براى فريبكاران باقى نگذاشت .
- آنها با قيد سوگند ، پيمان بستند تا بر تو ستم كنند و از اينرو ترا يارى نكردند .
- هنگامى كه نصّ رسول بر آنها عرضه شود ، گويند : على خود سستى كرد و ترا ضعيف و ناتوان شمرند .
- ما بدانها گفتيم : سخن رسول صريح بود و شك از دلها زدود .
و از اشعار ناشى ، قصيدهاى است كه اهل بيت را ستايش مىكند :
- با آل محمد ، راه حق شناخته آمد و در خانهء آنان ، قرآن وارد شد .
- همانهايند « كلمات » « 1 » و « أسماء » « 2 » كه پرتوشان بر آدم دميد و بدين ميمنت ، توبهء او پذيرفته آمد .
هامش
( 1 ) . اشاره است به آيهءفَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ. بقرة 2 / 37 .
( 2 ) . اشاره است به آيهءوَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها. بقرة 2 / 31 .