و آورده است و حاشيهنويس بر آن نيز مىنويسد : در ديوان كشاجم به اين اشعار دست نيافتم . ظاهرا وى توجه نداشته كه ديوان معروف كشاجم ، ديوان شعر پدر است ، نه پسر .
از اين گذشته ، و طواط در كتاب غرر الخصايص به اشعار او استشهاد كرده است .
روزى ابو الفضل ، جعفر بن فضل بن فرات وزير ( م 391 ) به بوستان شخصى خود در مقس « 1 » رفت و ابو نصر پسر كشاجم بر روى سيبى ، با آب طلا ، اين دو بيت را نوشت و به خدمت فرستاد « 2 » :
- بدان هنگام كه وزير در كنار نيل خلوت مىكند .
- در واقع دو همنامش : جعفر فرزند فرات به كنار آمدهاند . « 3 »
و نيز در بدايع البداية : 1 / 157 مختصرى از شعر او ياد شده و هم در تاريخ ابن عساكر :
4 / 149 شعرى را كه در رمله به سال 356 به مناسبت ورود ابو على قرمطى قصير سروده ، خواهيد ديد .
محمد بن هارون بن اكتمى ، دو فرزند كشاجم را نام برده و چنين نكوهش كرده است « 4 » :
- اى پسران كشاجم ! شما هردو كارگزار مجربى هستيد .
- پدر نحستان مرد و شما به جاى او نشستيد .
- در روزگار ما ، مانند پيوستن دو ستارهء شوم ، به هم پيوستيد و نحسى شما همگان را گرفت .
- هم قيمت ارزاق بالا گرفت و هم هجان ، پادشاه صاحب كرم مرد .
هامش
( 1 ) . كنار نيل مصر است روبروى قاهره . ( م )
( 2 ) . معجم الادباء : 2 / 411 .
( 3 ) . در اين بيت ، جعفر به معنى نهر است و فرات نام رودخانهء معروف عراق . ر ك : حاشيهء همان . مأخذ . ( م )
( 4 ) . يتيمة الدهر : 1 / 352 .