- آنان حجت خدايند بر همگان كه نه به خودشان و نه به فرمانشان كس شك نخواهد برد .
- بازماندهء حقيقت عليا و شاخههاى درخت توحيدند كه با بيان شيرين آنان خطاب الهى واضح گشت .
- اخترانى كه در هرعصر و دورهاى آمادهء ارشاد همگانند ، پس آنها مشعل هدايتند .
- ذريهء احمد و فرزندان على ، خليفهء رسول خدا ؛ آنان كه حقيقت محض و لبّلبابند .
- در هررشتهاى از عظمت و سيادت به نهايت رسيدهاند و جانشان پاك و طاهر گشت .
- اگر دانشپژوهان از دسترسى به حقيقت بازمانند ، بايد نزد آنها شتابند .
- دوستى آنها همان صراط مستقيم است كه به حق منتهى مىشود ، ولى اين راه بدون مشقت طى شدنى نيست .
- خصوصا ابو الحسن ، على كه در روز نبرد جايگاهى خوفناك دارد .
- گويا نوك نيزهاش خاطره است كه يكسر به دلها فرومىرود .
- و شمشير برّانش مانند بيعتى كه در غدير خم گرفت ، بر گردن همگان نشست .
- على درّ خوشاب است و طلاى ناب و ديگران همه خارند .
- اگر تو از دشمنانش بيزار نباشى ، از محبت و دوستى او پاداشى نخواهى برد .
- موقعى كه شمشير برّانش جانها را پيش خواند ، جز اجابت چاره ندارند .
- نوك نيزهاش با خفتان آشتى دارد و شمشير تيزش با كلهخود رفاقت .
- او بسيار مىگريد ، ولى شبها در محراب عبادت ، و بسيار خرم و خندان است ، اگر پاى جهاد در ميان باشد .
- همان كه دشمنان در موزهاش مارى افكندند تا او را بگزد .
- و چون خواست موزه را بر پاى استوار كند ، كلاغ موزهء او را به هوا برد .
- چرخيد و آن را واژگون كرد ، ناگهان مارى از آن افتاد و به طرف كوه خزيد .
- آن كه اژدهاى عظيم با او به راز نشست ، همان اژدها كه ابر بر در خانهء رسول بر زمين انداخت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٢