- بر افتخارات كهن برشدند و شرافت و معالى را بنيانى تازه و نو نهادند .
- جمعى شيرمرد ژيان كه ببر بيان را به خاك هلاك افكندند .
- چون پلنگ دمان با كبريا ، هرگاه ميدان نبردشان به سوى خود خواند ، با روى خوش و خندان به استقبال شدند .
- جمعى دگر چنان دست عطا گشادند كه حاسدان به نكوهش برخاستند و شايسته آن بود كه ثنايى بايسته گزارند .
- جمعى ديگر پاى بر دوش مردان نهادهاند ، پندارى روز خطابه است كه به عرشهء منبر برآمدهاند .
- آنان جمال و جلال را به هم آميختند و سرشتى پاك و طلعتى تابناك را نيز .
- از « بدر » و « احد » پرس و آن پيكار دگر كه جبين گمرهان بر خاك سياه كشيد .
- زهى بر تركتازان خيبر كه شومى آن را از ساحت اسلام برتابيدند .
- چون صرصر بلا بر سلطان يهوديان تاختند و سوز و حسرت در جگرهايشان انباشتند .
- دلاورانشان را تارومار كردند و با خلع سلاح اموالشان را به غنيمت بردند .
- جوانمردى چون اخگر سوزان ، با صولت شير ژيان ، تكاور به سوى مرحب راند كه اگر بر كمر زند ، دو نيم كند و اگر بر تارك زند ، دو شقه سازد و هرچه خواهد كند .
- سرد و بىرنگ از صدر زينش نگون كرد و هيولاى مرگ غبار زردگون بر جسدش افشاند .
- كركس پارههاى تنش به آسمان برد ، همو كه پيش از آن ، قلّههاى افرشته بر قامت بلندش حسد مىبرد .
- رسول خدا اعلام كرد كه او سالار امت است ، اگر مردم سرگشته را اعلام خطر مفيد افتد .
- سخن را بىپرده گفت ، نه باكنايه و نامش با صداى رسا برد ، با وجد و علاقه .
- برابر ديدگانشان او را بهپا داشت و بر جادهء رستگارى رهنما و رهبرش ساخت .
- به روز غدير قلب مؤمنان را شفا بخشيد ، آبى خنك بر دلها پاشيد و جمعى دگر را در گرداب بلا نگون ساخت .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٣٩