تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
- نامه‌ام سياه بود ، اما اينكه از بركات شما درخشش و صفا گرفته است . - دوستى شمايم از بند شرك رهانيد و زنجير ضلالت از گردنم واگسست . - سالها جامهء ذلت به تن داشتم ، اينك در جامه‌هاى عزت شما خرامانم . - رهبرى شما زنگار كفر و ضلالت از قلبم زدود و هم آنچه سالها از وسوسهء خويشان بر دل نشسته بود . - سوگند به خدا ، از آن روز كه با ثنا و ستايشتان زبان گشادم ، بخت و اقبال بر من آغوش گشود . « 1 »

( 3 ) قصيدهء ديگرى با 63 بيت در رثا و ماتم اهل بيت سروده كه در ديوانش ثبت آمده است .

سرآغاز قصيده اين است :
لو كنت دانيت المودّة قاصيا * ردّ الحبائب يوم بنّ فؤاديا
تا آنجا كه گويد : - ثنا و ستايش او ويژهء بازماندگان اين خاندان است و سوك و ماتم‌سرايى مخصوص شهيدان آنان . - اين است آنچه من نثار قدم آنان سازم ، با آنكه نه از يك نژاديم و نه هم‌وطن . - البته انگيزهء محبت است كه سبب مىشود مرد كريم با فطرت خود جانب كريمان گيرد ، گرچه خويش و نزديك نباشند . - اى خاندان ابو طالب ! مدعيان مجد و عظمت سينه‌هاى خود را با خون كسانى شفا بخشيدند كه قبه‌هاى مفاخرشان به هرمرز و بومى افراشته بود تا پناهگاه كاروانها باشد . - آنها كه راه صلح و صفا را هموار كردند ، دانش و بينش را به رايگان در اختيار مردم نهادند . - به جان سرورشان على سوگند ، اين سخن ، دوست را دلشاد كند و دشمن را محزون و غمناك .
هامش
( 1 ) . ديوان مهيار الديلمى : 3 / 15 .