ترجمهء حال شاعر ، در دائرة المعارف بستانى : 2 / 360 نيز مذكور است .
مصادر سهگانهاى كه ياد شد ، متفقا ابو نجيب را كنيهء شداد بن ابراهيم دانستهاند كه با لقب طاهر معروف بوده است . در اين صورت ، تنها پاى يك تن در ميان است ، نه دو تن ، چنان كه سرورمان امين يك بار شاعر نامبرده را با نام كوچك شداد ياد كرده ، گويد : در حدود سال 400 فوت كرده است « 1 » و دگر بارش با نام بزرگش ابو نجيب طاهر جزرى ذكر كرده ، گويد : عصر زندگى او ناشناخته است . « 2 »
باخزرى اين شعر را از شاعر نامبرده ياد مىكند :
- بنگر به ابن شبل كه در عشقبازى چسان كامياب است ، پيوسته قلب دگران به دو مشتاق است .
- اينك دلهاى زنان سرخوش رويش كه به ديگران نپردازند ؛ ديروز ، چشم مردان شيفتهء رخسارش ، گويا از زنان بيزارند .
- بىريش بود و مردان دلباختهاش بودند ، و ريش برآورد و زنان عاشق شيدايش شدند ؛ اللّه اكبر از اينرونق بازارش ! « 3 »
ثعالبى هم به ياد او پرداخته و از قصيدهاى كه در ستايش سيف الدوله على بن عبد اللّه ( م 356 ) سروده ، اين سه بيت را برگزيده است :
- نيازى داشتم ، گفتند : چارهاش آگاهكردن عمر است ، بعد از آن راحت بخواب . گفتم على خود از حال من است .
- دو على دارم كه در دنيا و آخرت حاجت من به دست آنها رواست .
- على بن عبد اللّه گل بوستان من ، و على امير المؤمنين سرور و سالار من . « 4 »
اين شعر نيز از اوست :
- به آسمان ننگرى كه سيلاب اشكش روان گشته ، در حالى كه نيشخند رعد و برق با او در مزاح است ؟
- كمان رنگينش از دور پيداست ، و پندارى بر لب بام است .
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعة : 1 / 389 .
( 2 ) . همان : 1 / 411 .
( 3 ) . دمية القصر 50 .
( 4 ) . تتميم يتيمة الدهر : 1 / 46 .