- و حاجتمندان در سر راهش به انتظار نشستهاند .
- پس همواره بكوش تا عظمتى تازه كسب كنى يا مشعل مجد و بزرگوارى سابق را روشن نگهدارى .
- و براى خود بنايى مرتفع در مكارم و آداب برآور و در استحكام و زينت آن بكوش .
- و بازارى براى ترويج آن باز كن و در تجارت خود كوشا باش .
- مبادا طفيلى ديگران شوى و بپرهيز از كارهاى ننگآورى كه آزادگان از آنها پرهيز دارند .
- اگر نمىتوانى از خير زندگى مايهاى تحصيل كنى ، پس سنگ به دهانت باد .
سياحت و جهانگردى او
شاعر ما ، كشاجم از مهد پرورش خود ، رمله به قصد سياحت حركت كرد و در سمت شرق روان شد . شهرها را زير پا گذاشت و مكرر به مصر و شام و عراق سفر كرد و در قصيدهاى كه به ستايش ابن مقلهء وزير پرداخته ، در عراق بوده است كه گفت :
- اينهمه رنج به خاطر اين است كه نمىخواهم بياسايم و هيچگاه از سفرهاى پىدرپى خسته نشوم .
- ماه تمام و درخشنده را در نورافشانى نقصانى نباشد ، با اينكه شب تا به صبح در سير و انتقال است .
همو موقعى كه در مصر رحل اقامت افكند ، گفت :
- اشتياق ديدن مصر ، خواب از چشم من ربوده بود ، اينك مصر خانهء من است .
- صبحگاه با دوستان به ديدن جيزهء « 1 » خوشآبوهوا مىروم و گاه حركت را به تأخير مىافكنم .
- در اين ميان كه با يكى از بزرگان در رياست و فرمان پهلو مىزنم ، ناگهان از ميخانه سر در مىآورم ، گويا مردى دائم الخمر باشم .
- صبح براى سركشى ديوان و دفاتر رهسپارم و بازگشتم به خانهء پريوشان است كه عود و
هامش
( 1 ) . جيزه : شهرى است در سمت باخترى فسطاط مصر .