( 6 )
- آنجا كه خوار و بىمقدار شوى ، خيمه و خرگاه بيرون زن كه خوارى ، فرومايگى است .
- اگر زيستن در خانمان مايهء شكست و نقصان است ، ترك گفتن آن با عزت و شرافت توأمان است ، نبينى كه چوب « صندل » در هندوستان با هيزم برابر است ؟
خوانندهء گرامى فراموش نكند كه شرح حال ابو الفرج على بن هندو ، در كتاب عيون الانباء ، فوات الوفيات و محبوب القلوب به يتيمة الدهر حواله شده ، در حالى كه يتيمه از شرح حال او خالى است ، ولى شرح حال پدرش حسين بن محمد در يتيمه ياد شده است .
بلى ، ثعالبى شرح حال ابو الفرج على را ياد كرده و او را با عبارت زير ستوده است :
در آداب و علوم دستى كامل و سهمى بسزا داشت و در فن بلاغت فايق و كاميار بود .
يگانهء روزگار در شعر و احساس وزين ، نادرهء اهل فضل در صيد مضامين بكر و شيرين و پيشواى اهل ادب در نظم جواهر آبدار و لؤلؤ تابدار بود با پرداخت عبارات شيوا و دريافت هدفهاى و الا ، و اوست يادآور نقادان پرفن كه اينك شعر من است جادوى سخن . « 1 »
من در كتاب يتيمه ، فقط شمهاى از اشعار نخبهء او را ياد كردم « 2 » ، چون به تمام سرودههاى او دست نيافته بودم ، اينك در تتمة اليتيمة فصلى از چكامههاى نغز و ساختههاى نمكين پرمغز او را درج مىكنم كه در صفحات تاريخ ادب چون معجزهء رخشان از تمام ادبپروران سبق برده است .
ثعالبى ، بعد از اين ثنا و ستايش ، اوراقى چند از شعر آبدار ، و قسمتى از رسالهء هزليهء وساطت او را زيب و زيور كتابش ساخته است .
4 - ابو الشرف ، فرزند ابو الفرج على بن حسين بن محمد بن هندو كه صاحب دمية القصر 113 ضمن شرح حال پدرش از او ياد مىكند .
غديريهاى كه در صدر اين فصل نگاشته آمد ، گاهى در مجموعههاى ادبى به نام ابو الفرج ، سلامة بن يحيى موصلى ثبت شده « 3 » و اين صحيح نيست ، زيرا دانشورى كه كتاب مناقب ابن شهر آشوب و نيز كتاب معالم العلماء او را وارسى كرده باشد ، قطع دارد
هامش
( 1 ) . تتمة اليتيمة 134 - 143 .
( 2 ) . يتيمة الدهر : 3 / 212 .
( 3 ) . ر ك : همان : 1 / 82 .