- و اين دو سبط رسولند كه جدشان چهرهء هدايت بود و اين دو ، نور چشمش .
- وه ! چه شرمسارى از روى پدرشان كه به روز رستاخيز ، غرق خونشان بيند .
- گويد : اى امتى كه به ضلالت و گمراهى اندر شديد و با كوردلى ، كفر از ايمان بازنشناختيد .
- چه جنايتى مرتكب شده بودم ؟ جز اين بود كه بهترين دستاويز هدايت را كه قرآن و فرقان است ، به شما هديه كردم ؟
- آيا از آتش سوزان كه بر لب پرتگاه آن بوديد ، شما را نجات نبخشيدم ؟
- و دلهاى شما را كه پر از كينه و دشمنيهاى ديرينه بود ، به هم مهربان نساختم ؟
- و كتاب خدا را در ميانتان به ميراث ننهادم و آيات تابناكش را فراهم نياوردم كه در ميان جمع تلاوت شود ؟
- آيا پناه دردمندانتان نبودم و آب گواراى تشنهكامان ؟
- پسرم را با لب تشنه ، بىدفاع شهيد كرديد ، با اينهمه بر لب آب كوثر چشم اميد به من داريد ؟
- مادرتان به عزا نشيند ، دختران زهراى بتول را اسير كرديد با آنكه پارهء تنم بودند .
- عهد و پيمان پدرشان على را در هم شكستيد ، با اين پيمانشكنى رشتهء مرا قطع كرديد .
- بار خدايا ، تو خود انتقام مرا بازستان كه خاندان گرامىام را به روز سياه نشانده ، مىخواستند بنياد مرا بر باد دهند .
- موقعى كه زهرا به محاكمه برخيزد و داور ميان ستمكشان و ستمگران خدا باشد ، چه پاسخى توانيد داد ؟
- اى اهل كساء ! درود و رحمت خدا بر شما باد تا روزگار باقى است .
- شما ستارگان نسل آدم و حواييد ، تا خورشيد تابناك مىدرخشد و دو اختر سماك نور مىپاشد .
- پيوسته دل در آرزوى شما مىتپد و روزگارم به اين عشق و شيفتگى فرمان مىدهد و منع مىكند .
- اينك با سرآمدم ، در حالى كه مركب توحيد را زين بسته ، و از عدل الهى توشه ساخته و
الغدير ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١١٣