تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١

14 الجولة فى ربوع الشرق الادنى « 1 »

قاعدهء معمول جهانگردان اين است كه در بلاد و گوشه و كنار ديار به ديدار چيزهايى بروند كه با طبعشان سازگار باشد . ازاين‌رو ، انگيزه‌هاى مختلفى براى سياحت وجود دارد . يك جهانگرد ممكن است در سفرنامه‌اش چيزى جز برخورد با دانشمندان و ملاقات با ادبا را ذكر نكند ؛ ديگرى در برخوردش با سياستمداران ، ترجيح مىدهد كه نظريات سياسى آنان را درج كند ؛ سومى علاقه دارد كه به توصيف و تشريح اوضاع زندگى و اقتصاد يا آب‌وهواى مطبوع و ميوه‌هاى دوست‌داشتنى آن سرزمين بپردازد ، و شايد هم يا جهانگرد عارفى پيدا شود كه بدايع آفرينش و اتقان حكمت خداى سبحان را در مشاهدات خود ياد كند . در اين ميان جهانگرد بىآزرمى هم پيدا مىشود كه هيچ امرى جز شهوات و اعمال زشت توجه او را به خود جلب نمىكند . او به توصيف مىپردازد و به ميخانه‌ها مىگرايد و از زنان روسپى سخن مىگويد . جهانگرد ديگر ، دروغگوى بدكارى است كه در هرفراز سخنش به سوگند متوسل
هامش
( 1 ) . تأليف محمد ثابت مصرى .