تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
امروز وارد شده است كه بخش مهمّى از آن را در فرازهاى كتاب ما مىبينيد . « 1 » از اينها همه كه گفتيم ، به ارزش ابن حزم و اعتبار كتابش مىتوان پى برد و ما را ميسور نيست تا خواننده را بر همهء آنچه كه در كتاب الفصل از خرافات است و حتّى بر قسمت مهمّى از آن واقف سازيم ، زيرا همهء مجلّداتش ، به ويژه جلد چهارم آن ، آكنده است از تحميل ، نسبت دروغ ، تحريف حقايق ، تزوير و دغل و تهمت و افترا ، و سخنان عارى از منطق و دليل . در اين مجلّد به مذاهب مختلفى اشاره مىكند كه جز در عالم خيال مؤلّف ، هيچ‌جا وجود خارجى ندارد . امّا نسبتهاى ناروا ، فحّاشى و ناسزاگويى موذيانه‌اش را پايانى نيست ، به طورى كه اگر ما بخواهيم همهء آنها را بر شماريم ، بايد يك مجلّد كتاب بدان اختصاص دهيم . هيچ كسى از نيش‌زبانش ، چه در الفصل و چه در تأليفات ديگرش ، جان سالم به در نبرده است ، حتّى دربارهء شخصيت بزرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گويد : شيعيان ندانستند كه سرور پيامبران ، خود فرزند يك مرد و زن كافر بيش نيست ! « 2 » ما نمىدانيم كه آيا اين كلام تكان‌دهندهء او ، با تربيت دينى ، آداب نويسندگى ، رسم دانش‌طلبى و شئون پاكدامنى چگونه سازگار است ؟ قرآن مىگويد : آيا بين ما تنها ، به او حقيقت نازل شده است ؟ نه ، او دروغزنى بيش نيست . به زودى ، در فرداى بازپسين ، خواهند دانست كه دروغزن آشكار كيست ؟ . « 3 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 293 و 3 / 29 ، 57 . ( 2 ) . الاحكام : 5 / 171 . ( 3 ) . قمر 54 / 25 ، 26 .