تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
8 - اسماء بنت عميس گويد : شنيدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : بار خدايا من آنچه را برادرم موسى گفت ، مىگويم . خدايا براى من وزيرى از خاندانم كه برادرم على باشد ، قرار ده . پشتم را به او محكم ساز و او را در كارهايم شريك كن تا هردو ، ترا بسيار تسبيح گوييم و يادت را فراوان متذكّر شويم . اين تويى كه به حال و كار ما آگاهى . « 1 » 9 - ابن عبّاس در قسمتى از حديث محاجّهء خود با مرد شامى كه حديثى پرفايده و طولانى است ، گويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به امّ سلمه فرمود : آيا تو او را مىشناسى ؟ گفت : بلى ، او على بن ابى طالب است . پيامبر فرمود : بلى ، اين على است كه گوشت او به گوشت من و خونش به خون من پيوسته است ، و نسبت او به من همانند نسبت هارون به موسى است ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نخواهد آمد . اى امّ سلمه ! اين على سيّدى بزرگوار است ، او مايهء اميد مسلمانان ، امير مؤمنان و جايگاه سرّ من و علم من است . او تنها دروازه‌اى است كه براى رسيدن به من بايد به او پناه برد . او وصىّ پس از من بر خاندان من و نيكان امّت من است و اوست برادر من در دنيا و آخرت . « 2 » 10 - در حديث آغاز دعوت اسلام ، سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام را بيان كرديم كه فرمود : انت اخى و وصيى و خليفتى من بعدى . « 3 » 11 - از طريق طبرى سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در روز غدير خم نقل كرديم كه فرمود : اى مردم ! همانا على بن ابى طالب برادر ، وصى و خليفهء من است . و نيز فرمود : اى گروه مردم ! اين برادر من ، وصىّ من ، حافظ علوم من و جانشين من بر كسانى است كه به من ايمان آورده باشند . و از سخن نويرى كه در همين كتاب « 4 » بدان اشارت رفت ، برمىآيد كه موضوع برادرى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با على عليه السّلام در روز غدير در اعصار پيشين معروف بوده است .
هامش
( 1 ) . المناقب احمد بن حنبل ؛ الرياض النّضرة : 2 / 163 . ( 2 ) . المحاسن و المساوى : 1 / 31 . حديث امّ سلمه با اختلاف در عبارت نيز روايت شده است . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 337 ، 338 . ( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 279 ، 284 . ( 4 ) . همان : 1 / 288 .